تبلیغات
SS501 short stories - brighter than the Sun-5
 
درباره وبلاگ


سلام
این بلاگ مخصوص داستان های کوتاه مربوط به گروه SS501 هستش!امیدوارم خوشتون بیاد!!!!

مدیر وبلاگ : .:❤.R@I-IA.❤:.
نظرسنجی
دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت

SS501 short stories
♥HEART TO HEART♥




سلامممممممممم خوبید؟بچه ها امروز تولد داریم به همراه داستان خب 12تولد *saraدوسیم بوداما من فراموش کردم والان میخوام جبرانش کنم خب برید ادامهههههههههههههه خوف باز از سارا معذرت میخوام وتبریک میگم سینچوکائههههههههههههههههههه جینگو ایشالا5011111111111111ساله بشی


اها تولد عید شما مبارککککککککککک(هه یاد کلاه قرمزی افتادم)
جیغغغغغغغغ دست سوت هواااااااااااااااااااااااا حالا نوبتم که باشه نوبت کیکه
یونگ:ایول منم میخوام
من:یونگ بشین سر جات به تو هم میرسه 
چون تعدادمون زیاد بود دوتا خریدم
بفرمایید شیرینی

خب ببینم کی اول کادو میده؟
کیو:خود خودم میدم
من:هه شوخی کردم خودم اول میدم

این خرس تپل مپل از طرف من بود 
حالا نوبت هویجه
جونگ:نه من نمیخوام الان بدم منو بزارید اخر
هیون:خودتو لوس نکن بابا بده دیگه
مریم:اره بده زودددددددددد(دوست سارا جونمه)
زهرا:چیه نکنه نخریدی؟(ایشون هم همین طور)
جونگ:نه خیرم خریدم بیا سارا جونم تولدت مبارک
سارا:واییییییییی مرسیییییییییی جونگ مین
هیونگ:اینم از طرف منو هیون ویونگ وکیو
زهرا:و البته من ومریم
هه اینم خود سارا
خوف بازم بهش تبریک میگم حالا بریم سر داستان
ایزابل(با داد):اقای پارک جونگ مین
جونگ:ها؟بله؟چیه؟چی شده؟
هیون زد زیر خنده :وای جونگ چه باحالی سه ساعته داریم صدات مبکنیم اما تو تو ابرا سیل میکنی
جونگ:بشین بینیم بابا
ایزابل:خب؟
جونگ:چی خب؟
ایزابل:ابله.حالا کی نمیتونه برقصه؟
جونگ:اهم....خب اعتراف میکنم خوب میرقصی
ایزابل:فقط خوب؟
جونگ:اره خوب فقط خوب
هیون:خیله خوب بسه بیاین تا بهتون بگم شما باید چیکار کنید
الکساندرا:نکنه باید برقصیم
هیون:نه که برقصید راستش ما برای قسمتی از موزیک ویدئو باید به ساحل بریم تا عکس بگیریم وقسمتیشو اونجا فیلمبرداری کنیم وشما توی یه قسمتایی از اهنگ باید باشید
مارینا:فکر کنم فهمیدم منظورتون رو میشه یه بار رقصو با اهنگ برید تا ما با سبک اهنگ اشنا بشیم 
هیونگ:خیلی اهنگ شادیه اون قسمتایی هم که شما هستید یه قسمتیش دوئل بین ما وشمائه من اون قسمتو خیلی دوست دارم
دخترا با هم:چی دوئل؟
کیو:ما باید یه قسمتایه کوچولویی رو از رقص بهتون یاد بدیم این میشه یه دوئل رقص بین ماوشما
کتی:وای چه باحال
اوالونا:خیلی جالبه
یونگ:خب پس بیاید اهنگو اجرا کنیم........اونا بعد از تموم شدن اهنگ رقص رو به بچه ها یاد دادن وقرار شد هر روزساعت8برن واسه تمرین چون وقت کم بود تا دیر وقت کار میکردن حتی بعضی اوقات مجبور بودن خونه پسرا بمونن چون تا صبح کار میکردن....توی اون مدت خیلی با هم جور شده بود اما رابطه ایزابل وجونگ هنوز همون طوری بود
***********اتاق تمرین ساعت 4:30
اوالونا:وای خسته شدم 
ایزابل:منم دارم از خستگی میمیرم
یونگ:چرا انقدر نق میزنید کار خاصی که نمیکنید
الکساندرا:اخه ما تاحالا از اینجور کارا نکردیم  اولین بارمونه 
هیونگ:پس عجب افتخاری نصیبمون شده 
کتی:خیلی دلتو خوش نکن چون من بار اولم نیست
ایزابل:میگم چرا امروز انقدر ساکتی چون همیشه که.....ولی کتی نزاشت ادامه حرفشو بزنه
کتی:ایزابل میبندی یا ببندم
ایزابل:چیه میترسی بگم؟
کتی(با داد):ایزابل
ایزابل:باشه بابا پاچه نگیر ولی میدونم که میترسی
کتی:خفه شو
ایزابل با نیش باز:نمیشم 
کتی:تو غلط میکنی 
ایزابل:خودت غلط میکنی
کتی:مرض
ایزابل:بیشعور
اوالونا:وای بسه دیگ
کتی یه نیشگون محکم از پهلوی ایزابل گرفت 
ایزابل:روانی نکن درد میگیره اخخخخخخخخخخخخخ
کتی:بگوغلط کردی تا ولت کنم
ایزابل:غلط کردی
کتی دستشو بیشتر روی پهلوش فشار داد
ایزابل:اخ خودت گفتی بگو غلط کردی چرا فشار میدی باز
کتی:منظورم این بودکه بگی غلط کردم
ایزابل:باشه باشه غلط کردم   کتی دستشو از روی پهلوش برداشت
کیو:هه شما از هیونگ و جونگ بهترید
الکساندرا:بهترن؟
هیون:اره این دوتا همیشه در حال کل کل کردنن ما ب زور از هم جداشون میکنیم
یونگ:باعث تعجبه که شما از هم جداشون نمیکنید یهو مارینا با گفتن این جمله زد زیر خنده
هیونگ:چرا میخندی؟
مارینا:اخه اینا با کاراشون اخرش خودشون از هم جدا میشن
جونگ:چه باحال 
ایزابل:چیش باحاله
جونگ:چیش باحال نیست
هیونگ:اخه ما دوتا تا یه بلایی سر هم نیاوردیم همو ول نمیکنیم
مارینا:جالبه
یونگ:وای من دیگ حال تمرین ندارم تعطیل کنیم هیون؟
هیون:بریم خونه چیکار؟
اوا:میخواید بیاد خونه ما؟
پسرا با تعجب نگاش میکردن
اوا:ها؟چیه؟خب نمیخواید بیان بگین نمیخوایم چرا اونجوری نگاه میکنید
کیو:نه اخه یهو گفتی تعجب کردیم
جونگ:حالا اشکال نداره واقعا بیایم
ایزابل:چرا خیلی اشکال داره البته فقط برای تو برای بقیه مشکلی نداره
الکساندرا:تو حرف نزن بابا پارازیت
مارینا:میتونید بیاید الان ساعت پنجه  شش بیاید خوبه؟
هیون:باشه پس ساعت شش میبینیمتون
اوا:پس ما بریم خونه بای بای همگی
یونگ:بای
(هه میخواستم اینجا تمومش کنم ولی نه میزارم )
خونه دخترا:
مارینا:بچه ها واسه شام جوجه وزوویی درست کردم خوبه؟(غذایه ایتالیاییه)
کتی:ایول من عاشقشم
اوا:مخصوصا اگه دست پخت تو باشه 
ایزابل:اره راست میگه راستی الکس کجاس؟
الکساندرا:من اینجام
کتی:اووووو عجب تیپی زدی خانوم 
اوا:خیلی خوشکل شدی
مارینا:اره راست میگه
الکساندرا:خوشکل بودم 
ایزابل:بابا اعتماد به نفس
زینگ زینگ(صدای در میباشد)
کتی:فکر کنم اومدن  بچه ها رفتن درو باز کنن مارینا:سلام خوش اومدید بفرمایید
هیون:سلام ممنون
اوا:سلام 
ایزابل:سلام به همگی
پسرا یکی یکی اومدن داخل ورفتن نشستن الکساندرا هم واسشون میوه اوردو خودشم نشست
کیو:خونه قشنگی دارید
مارینا:مرسی
ایزابل:خب چیکار کنیم
کتی:الان که وقت شام نیست حداقل بیاین یه کاری کنیم حوسلمون سر نره
جونگ:بیاین بازی کنیم
الکساندرا:چه بازی
یونگ:امممممم.........پاسور چطوره؟
اوا:اصلا ایزابل همیشه تقلب میکنه من نمیام
هیونگ:بازی کامپیوتری خوبه؟
جونگ:بازی اینجوری دارید؟
ایزابل:من بازی کشتی کج دارم
هیون:هه مگه دخترا هم از این بازیا میکنن
مارینا:چی فکر کردین ما توی این بازی استادیم
یونگ:واقعا؟
اوا:واقعا
هیونگ:میبینیم
ایزابل:من میرم بازی رو بیارم دوتادوتا بازی میکنیم 
الکساندرا:پس ماریو کیو 
کیو:باشه 
مارینا:نشونت میدم 
کیو:خواهیم دید
یونگ:منو کی:
ایزابل:اوالونا
اوالونا:اوکی
هیون:ایزابل وجونگ
ایزابل:نهههههههه
کیو:حرف نباشه
ایزابل:اوففففففففف 
خب تمومید نظر بزارید لطفا بای بای همگی








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 تیر 1391 :: نویسنده : shaghayegh
نظرات ()
یکشنبه 25 تیر 1391 05:02 ب.ظ
salam.....man duste *sara hastam..
kheili tavalode bahali bud......
THANK YOU
shaghayegh اخی سلام مریم تویی؟هه سارا از تو وزهرا خانوم خیلی برام گفته
واقعا؟خوشحالم خواهشششششششششش
بخللللل
چهارشنبه 21 تیر 1391 07:22 ب.ظ
سلااااااااااااااااااااااااام شقایق جونم.
وی دوستت که اسمش سارائه بهش تولدشو تبریک بگو من همش چهره خودم میومد جلوئه چشمم ولی یهو یادم میافتاد که تولد من امروز نیست
shaghayegh سلام
هه باشه بهش میگم.سارا هم اون روزر تولدش نبود من یادم رفت خواستم جبرانش کنم
چهارشنبه 21 تیر 1391 02:35 ب.ظ
ای جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
بزن اون کفووووووووووووووووووووو
shaghayegh ای جیغغغغغغغغغغغغغغغغ
هه مرسی
چهارشنبه 21 تیر 1391 02:33 ب.ظ
Ali. Bood
shaghayegh مرسی نظر لطفته
چهارشنبه 21 تیر 1391 02:31 ب.ظ
سیلومممممممممممم
بازم مثل همیشه باحال بود میسییییییییی گلم
shaghayegh سیلاممممممممممممممممم
وایییییییییی مرسیییییییییی بوسسسسسسسسسس
چهارشنبه 21 تیر 1391 12:41 ب.ظ
چه عجببببببببببب
یعنی من بهت نمیگفتم نمیومدیااااااااا
shaghayegh سیلامممممممم
نه میخواستم بیام اما اصلا حالم خوب نبود
چهارشنبه 21 تیر 1391 12:25 ب.ظ
belakhare baghiasham oomad...
Dg mikhastam biam naboodet konam...
Ghashang bood vali ghazie in ghazahe chie?
Ye jooje haste ke be ja jik jik vez vez mikone???va

shaghayegh هه بله امدن کردم
شلا دلت میاد؟
مرسی هه این غذایه ایتالیاییه
اره ^^
چهارشنبه 21 تیر 1391 11:37 ق.ظ
وای میسی خانومی چه باحال بود....
*ایزابل:نهههههههههههه
كیو:خفهههههههههه
*هههههههههههههه چه باحال بوداینجاش بازم تشكر بوس
shaghayegh هه مرسی از تو گلم
هه خودمم اینجاشو خیلی دوست دارم
چهارشنبه 21 تیر 1391 11:15 ق.ظ
تفلد تفلد تفلدش مبالک
مبالک مبالک
تفلدش مبااااااااااااااااااااااااااااالک
من از اون کیک شوکولاتیه میقام
گریهههههههههههههههههههه
shaghayegh مرسییییییییییییییییییی
واییییییییییی مرسیییییییییی مهسا جونم
کدومش اولی ای دومی؟
چهارشنبه 21 تیر 1391 12:50 ق.ظ
خیلی خوب بود...ولی...جوجه وزوزو؟
ممنون عزیزم
shaghayegh مرسی عزیزم اون غذای ایتالیاییه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر