تبلیغات
SS501 short stories - ALWAYS LOVE YOU - 2
 
SS501 short stories
♥HEART TO HEART♥
                                                        
درباره وبلاگ

سلام
این بلاگ مخصوص داستان های کوتاه مربوط به گروه SS501 هستش!امیدوارم خوشتون بیاد!!!!
مدیر وبلاگ : .:❤.R@I-IA.❤:.
نظرسنجی
دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت

شنبه 31 تیر 1391 :: نویسنده : m@hsa

سیلوووووووووووووووووووووم

اومدم بعد از بسی سال های طولانی....شطولین بچه ها؟؟؟

این قسمت زیاده پس نظرا نباید کم باشه

اینم پوستر داستان

دست آجی سارام درد نکنه از همین جا میبوسمت

اتاق ملیکا،مهسا،جونگ مین،هیونگ:

اتاقه اونا تخت نداشت و باید روی زمین میخوابیدن،مهسا بلند شد بره چراغ ها رو خاموش

کنه تا بخوابن

ملیکا:مهسا چراغ هارو روشن کن

جونگ مین:هیونگ برو چراغ هارو خاموش کن

ملیکا:اگه چراغ ها خاموش باشن من خوابم نمیبره

جونگ مین:اگر هم روشن باشن من خوابم نمیبره

مهسا و هیونگ که نیم ساعتی بود کنار کلیدچراغ واستاده بودن گفتن:مشکل

خودتونه،حلش کنین بعد رفتن خوابیدن

جونگ مین قبول کرد اون شب چراغ ها روشن باشه به شرطی که ملیکا از فردا چراغ

خواب بگیره وبذاره بالای سرش

اتاق فاطمه،فرناز،کیو،یونگ سنگ:

همه خواب بودن که فرناز به فاطمه زد و گفت:بیداری؟؟؟

آنچنان به فاطمه زده بود که بدبخت از خواب پریده بود

فاطمه:به لطف جنابعالی الآن بیدارم

فرناز:فاطمه چیکار کنیم؟!؟!؟!

فاطمه:چرا؟

فرناز:با دوتا پسر هم اتاقیم

فاطمه:فرناز خجالت بکش لولو خور خوره که نیستن!!!

فرناز:فاطمه گشنمه

فاطمه:من الاآن از کجا برای تو غذا بیارم؟؟

فرناز با لحنی بچگونه:برام درست کن

فاطمه:حالا چشماتو چند دقیقه ببند شاید خوابت برد

یونگ سنگ:اااااه شما دوتا چقدر حرف میزنین بگیرین بخوابین

فرناز:فاطمه گشنمه

فاطمه:اااه کشتی منو،پاشو بریم

کیو:وقتی درست کردین برای ماهم بیارین

فردا روز اول کاری بود،هاله ساعت پنج بیدار شده بود تا بچه هارو بیدار کنه......اول رفت

اتاق مهسا و ملیکا:

هاله:هی ملیکا ملیکا پاشو ملیکا پاشو.....(ملیکا انگار نه انگار)

هاله:مهسا مهسا بلند شو باید بریم سر کار

مهسا سرشو از زیر پتو بیرون اورد و درحالی که چشماش نیمه باز بود:ها؟؟چی میخوای

کله سحر؟؟

هاله:بلند شو باید بریم کمپانی

مهسا:اول بقیه رو بیدار کن........... و دوباره رفت زیر پتو خوابید

هاله رفت اتاق فرناز و فاطمه

هاله:فرناز و فاطمه بلند شین،،،،بلند شین باید یریم سرکار

فاطمه بلند میشه و ساعتو نگاه میکنه و میگه:هاله میدونی ساعت چنده؟؟؟!!!

هاله:۵ صبح

فاطمه با مسخره بازی:راست میگی!!من فکر کردم ۶ بعد از ظهره

فرناز هم بیدار میشه ولی هنوز دراز کشیده بود

فاطمه:آخه هاله قربونت برم کدوم آدم عاقلی ساعت ۵ صبح میره سرکار؟!

با سر و صدای بچه ها کیو بیدار میشه

کیو همین طور که داشت چشماشو میمالوند:سلام صبح همگی بخیر

فاطمه:تو بگیر بخواب ساعت هنوز پنجه

کیو:اااا......پس کله سحر همگی بخیر......بعد گرفت خوابید

بالاخره هاله همرو بیدار کرد و رفتن کمپانی.......تو اون سرما داشتن یخ مبزدن

ملیکا:هاله خاک تو سرت؛کمپانی که هنوز بستس،ما رو تو این سرما کجا اوردی؟؟

هاله:برای آیندت خوبه

بالاخره ساعت ۸ کمپانی رو باز کردن...(مگه مغازست!!کککک)

تو اتاق آقای چو (رئیس کمپانی):

آقای چو:سلام به گروه 6ELEMENTS  یه خبر،فردا باید ساعت ۱۰ صبح برین جشنواره ی غذا

فرناز آروم به مهسا:آخ جوووون

موقع خارج شدن از کمپانی SS رو دیدن

روژینا:سلام اینجا چیکار میکنین؟؟!!

کوانگ هیون:خب ما هم تو همین کمپانی هستیم

روژینا:اینم حرفیه....فعلا خداحافظ

توی خونه:

هاله:برای فردا همه مثل هم لباس میپوشین،فهمیدین؟

فرناز:نه،مثل این بچه مهدکودکیا

مهسا:ست میپوشیم چطوره؟

فاطمه و روژینا:این بهتره

هاله:خوبه شما به لیدر احتیاج ندارین........برای خودتون می برین،می دوزین،می پوشین

فرناز:هاله ببخشید باشه؟........بخشیدی؟؟؟

هاله:خیله خب

هیونگ:صبر کنین مگه شما فردا دارین کجا میرین؟

مهسا:جشنواره غذا

یونگ سنگ:چه جالب ما هم باید بریم همونجا

توی جشنواره غذا:

فرناز یه سوشی برداشت و خورد

روژینا:فرناز سوشی خوردی؟

فرناز:آره،سوشی چی بود؟؟؟آهان یادم اومد ماهی خام...هوووووووووووووق

روژینا:خوبه که من بهت گفتم

دخترا و پسرا دور هم جمع بودن

جونگ مین:غذاهاش خوشمزن نه؟

ملیکا:آره ولی غذاهای ایرانی خیلی خوشمزه تره

کیو:من یه بار قرمه سبزی خوردم قهوه ای بود با گوشت اردک یکم شیرین

بود کلی استخون و غضروف اومد زیر دندونم......حالم داشت بهم میخورد

فاطمه:سرت کلاه رفته احتمالا یه چیز دیگه بوده!!قرمه سبزی:

1-سبزه نه قهوه ای  2-باگوشت گوساله درست میکنن نه اردک

3- بستگی به آشپزش داره که با استخون باشه یا نه

آقای چو که بچه هارو از دور میدید رفت پیششون

آقای چو:من یه تصمیمی دارم، گروه 6ELEMENTS  و SS601 باهم ییه آلبوم بدن

تازه ما براتون یه خونه مشترک میگیریم که بتونین با هم تمرین کنین

بچه ها:چی؟؟؟؟؟؟؟

آقای چو:میدونم خیلی خوشحال شدین،امیدوارم موفق باشین

روز بعد بچه ها وسایلاشون رو جمع کردن که برن خونه جدید وقتی رفتن

توی خونه یه نامه بود که از طرف آقای چو بود:به خونه جدید خوش اومدین،اینجا 6 تا اتاق

داره،روی در اتاقا نوشته شده که اتاق مال کیه،آقای چو

پسرا همون وسط روی مبل ها ولو شدن دختراهم رفتن

طبقه بالا تا تقسیم بندی اتاقارو ببینن

با صدای جیغ دخترا پسرا رفتن طبقه بالا

کوانگ هیون:چی شده؟

روژینا:اتاقا

هیون:اتاقا چطورن؟

ملیکا:هم اتاقیا

پسرا رو در اتاقا نگاه کردن و لبخند شیطنت آمیزی زدن

جونگ مین:امشب سرمون خیلی شلوغه

ملیکا تپلو پرت کرد طرف جونگ مین (تپل اسم عروسکشه):به من دست بزنی

میکشمت

همه زدن زیر خنده

تقسیم بندی اتاقا:هاله باهیون-ملیکا با جونگ مین-فاطمه با کیو-فرناز با یونگ سنگ

مهسا با هیونگ-روژینا با کوانگ هیون

تقریبا 3 هفته بود که بچه ها هم خونه و هم کار بودن

یه روز که توی کمپانی نشسته بودن:

آقای چو:قراره فردا تو یه برنامه زوجاتون مشخص بشه،هته دیگست

هفته دیگه بچه ها برای انتخاب زوج رفتن

تو اون برنامه 6 تا گروه شرکت داشتن:

3 گروه پسر:

1-SUPER JUNIOR

2-SS601

3-MY NAME................بچه ها این گروه 5 نفرن من یکی دیگرو به نام K WILL برای اینکه

6 نفر بشن بهشون اضافه کردم

3 گروه دختر:

4- 6ELEMENTS

5-SNSD

6- KARA..........این گروهم 5 نفرن برای اینکه 6 تا بشن یه نفرو به نام KAN MIYOUN

بهشون اضافه کردم

قرار شد قرعه بندازن تا معلوم شه کدوم گروه با کدوم گروه زوج بشه

وقتی خواستن قرعه هارو بخونن قلب همه تند تند میزد

مجری گفت:نظر فراموش نشه

بووووووووووووووووووس

بای تا بعد

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 6 مرداد 1391 04:16 ب.ظ
عالی بود دختر من با هیون کلولولولو
ببین ادیداسم چه طور بیرون اومد
m@hsa هههههههه
بله.......سلام منم به ادیداس برسون
چهارشنبه 4 مرداد 1391 10:31 ب.ظ
heeee
man alan nazaramo khundam
...
Rastesh khodam nafamidam chi goftam
he he
...
Be har hall mazerat ajjjjiiiii
boooooooooooooooooooooooooooooooooos
m@hsa نه بابا این حرفا چیه
بووووووووووووووووووووووووووووووووس
چهارشنبه 4 مرداد 1391 10:29 ب.ظ
akhe ye e-mail baram ooomade
neveshte mojriaiii k be khatere harf zadanekhraj shodan
esme farzad hasani aval bood
badisham ehsan alikhani bood
sale ekhrajesham 91 bood mikhastam gerye sham
badesham k dadash kyu dash miraft
vali az hame bad tar ink yeki az doostam halesh khub nis
ziad bad nis halesh
vali negaranesham hamin joor alaki
...
m@hsa الهی فدات شم
غصه نخور
چهارشنبه 4 مرداد 1391 02:24 ب.ظ
haaaaaaaa
?????????????????
Na kolan bikhial
bade halam
ab shangooli khordam
he he
hey inaro man dirooz naneveshtam
male do shanbe booood
chera tarikhesh male alane
????
m@hsa چرا حالت بده؟؟؟؟
نمیدونم
سه شنبه 3 مرداد 1391 10:34 ب.ظ
asan man chera ba to khosho besh kardam
??????
Koo dastanet
??????
Bale manam age enghad azam tarif mishod ahadio tahvil nemigereftamo edame dastanamam nimineveshtam
...
Asan pasho bia parke madar mikham kotaket bezanam
booooodoooooo 
m@hsa عزیزم حالت خوبه؟؟؟؟؟؟
من فکر کنم یه چیزی خوردی!!!
داری هزیون میگی؟؟؟؟
من قسمت سومو که گذاشتم
ندیدی؟؟؟
حالا چرا کتک؟؟؟؟؟؟؟
نومویام
سه شنبه 3 مرداد 1391 10:28 ب.ظ
hala oomadim goftim alie dastanet bad varet dasht
????????????
Alan to dar nazare man koohi az ghoorooriiii
khejalat bekesh


base base nakesh die pare shod


mardom namak shodan khodeshoon jok migan khodeshoonam mikhandan
kolan shadim
he he he he
m@hsa یه چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟
منظورتو نفهمیدم(سوال)
یکشنبه 1 مرداد 1391 02:33 ب.ظ
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای سلام مهسا جونم.
واقعا ان قسمت عالی بود.
جدی میگم،فوق العاغده بودا.
زود زود بزار دیگه.
m@hsa جانم سارا جون؟؟؟؟
تشکر فراوون اونی
میسیییییییییییییییییییی
چشم
یکشنبه 1 مرداد 1391 02:15 ب.ظ
چلام اونی میسی باحال بود
اونی نویسنده تو وبلاگم میشی؟
m@hsa چلام سودا جوووووووووووووووووون
مخسی
حتما
یکشنبه 1 مرداد 1391 08:51 ق.ظ
har vakh khoda bekhad
????
Khodet key mikhay
????
Zooood bash dastanet yadam mire haaa
m@hsa شاید امروز شایدم فردا
چشم سعی میکنم زود بزارمش
شنبه 31 تیر 1391 03:05 ب.ظ
هههه خیلی. باحال بود تتیكه اخرشم جسبید جون مدیر كفت نظیدم درغیراینصورت نظرنمیذاشتم كككككك مخسی
m@hsa مدیر نه مجری
گریهههههههههههههههه
میخندی؟؟
خواهش موکونم
شنبه 31 تیر 1391 03:04 ب.ظ
migam mahsa joooooon
baghiash key
???
In yekiam ali boooood
ba esme aroosake ham koli hal kardam
hamaro 6taii kardi super junior 13 taiie
jaye shinee vaghean khali kash ja super junior boodan
kwill kie???
Oon dokhtararam nimishnasam bogoo kie

m@hsa هر وقت خدا بخواد
میسی
کی تپل؟؟
خب باید هماهنگ باشن دیگه
من خیلی از شاینی خوشم نمیاد
عکسشونو میزارم
شنبه 31 تیر 1391 03:00 ب.ظ
mojry goft:nazar faramoosh nashe boooos ta bad

m@hsa هههههههه
بوووووووووووووووووس
شنبه 31 تیر 1391 02:22 ب.ظ
11111111111111111111
m@hsa مدال طلا
شنبه 31 تیر 1391 02:22 ب.ظ
11111111111111111111
m@hsa یوووووووووووهوووووووووو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر