تبلیغات
SS501 short stories - brighter than the Sun-7

♥HEART TO HEART♥


Admin Logo
themebox Logo

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت




تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1391-07:04 ب.ظ

نویسنده :shaghayegh

brighter than the Sun-7

سلام بفرمایید ادامه...... خونه پسرا:
هیون:هه از اونی که فکر میکردم موقعیت جونگ زودتر جور شد
هیونگ:اره الان باید دنبال راه چاره باشیم تا جونگ بتونه بهش بگه
یونگ:من میگم بیاین به بقیه دخترا بگیم تا کارمون اسون تر بشه
جونگ:چی؟نه اینجوری نه
هیونگ:جونگ خریت نکن ما اگه به دخترا بگیم کارمون راحتتره واونا میتونن کمکمون کنن
کیو:ولی اگه بهشون نگیم ممکنه بعداز این که تو دوستیتو با ایزابل اعلام کنی هم شکه بشن هم ناراحت
جونگ فقط سکوت کرده بود...حرف بچه ها درست بود اگه به دخترا نمیگفتن خیلی بد میشد ولی اگه بهشون میگفتن میتونستن کمکشون کنن 
هیون:هی جونگ مین کجایی؟موافقی یا نه؟
جونگ:ها؟اره ولی من نمیگم شما بهشون بگید 
کیو:من صبح بهشون میگم 
هیون:بفرما اینم از این حالا برید بخوابید تا ببینیم فردا چی میشه من رفتم شب خوش
یونگ:منم میرم شب خوش بچه ها
جونگ:شب بخیر
هیونگ:جونگ خیلی بهش فکر نکن درست میشه
جونگ لبخند زد وگفت:باشه
کیو:منم رفتم
جونگ:بای بای 
**********صبح خونه پسرا:
زینگ زینگ......زینگ زینگ 
مارینا:وا چرا باز نمیکنن
ایزابل:حتما خوابشون برده
کیو:کیه
کتی:باز کن ماییم
کیو واسشون دروزدودخترا رفتن داخل
الکس:صبح بخیر کیو
کیو:صبح شما هم بخیر
اوا:بقیه کجان 
کیو:خوابن ایزابل میری جونگ مینو بیدار کنی 
ایزابل:چرا من؟
کیو:همینجوری حالا یه بارم که شده تو برو بیدارش کن
ایزابل:باشه کدوم اتاقه
کیو:طبقه دوم اتاق یکی مونده به اخری
ایزابل:باشه اینو گفت ورفت
اوا:ما چیکار کنیم
کیو:بشینید میخوام یه چیزی بهتون بگم
دخترا نشستنوکیو شروع کرد به حرف زدن:راستش جونگ مین عاشق شده
کتی:واقعا؟
الکس:حالا عاشق کی؟
کیو:قول بدید عصبانی نشید اون روی ما حساب کرده تا کمکش کنیم
مارینا:حالا میگی عاشق کی شده یا نه
کیو:عاشق ایزابل شده 
اوا:چه خوب این عالیه 
کیو که منتظر بود تا دخترا دادوبیداد کنن با این حرف اوا سنگ کپ کرد
کیو:چرا عالیه من فکر میکردم شما عصبانی بشید
الکس:چرا باید عصبانی بشیم
مارینا:ایزابل هم دوست ماست وما صلاحشو میخوایم
کتی:ایزابل خیلی وقته با کسی نبوده این خیلی براش خوبه
کیو:خیلی خوش حال شدم
الکس:حالا اون از ما میخواد که کمکش کنیم
کیو:اره اون این روزا خیلی داغونه دیگ اون جونگ مینی نیست که همیشه میخنده وشوخی میکنه
مارینا:عاشقی بددردیه جونگ مین گرفتارش شده
کیو:قراره امروز یه جوری بهش بگه حالا شما جلویه ایزابل سوتی ندین
الکس:ما کارمون رو بلدیم
همون موقع ایزابل اومد پایین وگفت:وای کیو اتاقشو پیدا نمیکنم
کیو:بیا بریم تا نشونت بدم ورفتن بالا
اوا:بیاین ما هم بریم این سه تارو بیدار کنیم وگرنه تا لنگ ظهر میخوابن
کتی:هه هه بریم وهر کدوم رفتن طرف یکی از اتاقا
از اون ور کیو اتاق جونگ روبه ایزابل نشون دادوخودش رفت تا اماده بشه ایزابل در اتاقو باز کرد ورفت داخل جونگ عین یه بچه خوابیده بود رفت طرفش واروم تکونش داد:جونگ مین.....اما انگار نه انگار دوباره با صدای بلندتر در گوشش گفت:هی پارک جونگ مین بیدارشو خرس گنده اما بازم خبری نبود
ایندفه ایزابل رفت اونروش روی تخت نشست وتندتند تکونش داد اما فقط جونگ یه تکون کوچولو خورد ودوباره خوابید ایزابل دیگ کفری شده بود اومد که بره بیرون که جونگ مین محکم دستشو گرفت وانداختش تو بغلش 
ایزابل:دیونه ولم کن........... ایزابل:جونگ مین تا سه میشمارم ولم کن1.....2.....جونگ مین ولم کن.........3یه نگاه به جونگ کرد چشماشو بسته بود 
جونگ:میشه چند دقیقه همینجوری بمونی....خواهش میکنم ایزابل دیگه حرفی نزد وتوی بغل جونگ مین موند
جونگ:
ایزابل اومده بود تو اتاقم داشت صدام میزد تا بیدار بشم میخواستم همون موقع بهش بگم چقدر دوسش دارم وازش بدم نمیاد اما اون داشت میرفت دیگه طاقت نیاوردمو بغلش کردم شکه شده بود میگفت ولش کنم یعنی اون انقدر از من بدش میاد که حتی نمیخواست برای چند دقیقه بغلش کنم.دیگه برام مهم نبود غرورمو کنار گذاشتمو بهش گفتم تا فقط چند دقیقه همونجوری باشه ازش خواهش کردم خوشبختانه اونم دیگه جیزی نگفت تا بعد چند دقیقه صدا کردن کیو جونگ شروع شد
کیو:ایزابل بیدارش کردی یا نه؟
ایزابل هم از فرست استفاده کرد وبدو به سمت در رفت وگفت:اره بیدار شد هی جونگ مین خان زود باش بیا پایین میخوایم بریم ورفت 
جونگ:اره نباید روزمو خراب کنم امروز حتما بهش میکم اینو گفت ورفت تا اماده بشه بره پایین
*********دم در:
هیون:هی جونگ مین زود باش دیگه ظهر شد
جونگ:خیله خوب چه خبرته بابا اومدم 
یونگ:پس بیاین بریم
جونگ:هیونگ کوش:
کتی:ایناهاش رو شونه من چرت میزنه
جونگ رفت طرف هیونگ ودر گوشش داد زد:هی بیبی  هیونگم با داد جونگ دومتر پرید هوا بقیه دیگه داشتن ریسه میرفتن 
هیونگکاره بخندین بخندین بعدا به حسابتون میرسم
هیون:بسه بریم دیگه بچه ها رفتن وسوار ماشین شدن.............هر کی داشت یه کاری میکرد تا این که اوا پرسید:کجا قراره بریم؟
هیون:ویلای کنار دریا
مارینا:حالا چرا اونجا؟
کتی:شما که براتون راحت نیست که یه همچین جاهایی برید
هیونگ:اونجا ویلی خودمونه هیشکی اون دوروبرا نیست
یونگ:ولی اگرم باشه همش ادمای معروفن مثل خودمون
کتی:که اینطور
الکس به ایتالیایی رو به مارینا گفت:ببینم ایزابل چشه اصلا حرف نمیزنه
مارینا:نمیدونم جونگم دیگه حرف نمیزنه الکس که کنار جونگ نشسته بود به ایزابل گفت بره سر جای اون بشینه جون میخواد با مارینا حرف بزنه(بچه ها اینجا دیگه ایتالیایی حرف میزنن ومارینا هم روبه روی الکس بوده)اونم با کمی تردید قبول کرد ورفت نشست و الکس روبه ایتالیایی رو به دخترا گفت:من که گفتم کارمو بلدم
هیون:معلومه
اوا:به به میبینم همه بلدن ایتالیایی حرف بزنن
جونگ:بله ما هم دست کمی از شما نداریم 
اوا:انگار ایزابل تنها کسیه که ایتالیایی بلد نیست یعنی نخواست یاد بگیره 
کیو|:چرا؟
مارینا:دلیل خاصی نداره چون همه زبونا رو بلده دیگه خسته شده بودونخواست یاد بگیره
هیونگ:بچه ها نگاه ایزابل رو شونه جونگ خوابه 
یونگ:اخی چه با نمک شده
جونگ:هوی هئو یونگ سنگ درست حرف بزن
هیون:هه هه جونگ مین از همین حالا قیرتی شدیا
جونگ:اره دیگه
کیو:فکر کنم رسیدیم
جونگم اروم ایزابل رو تکون داد:هی ایزابل بلند شو
ایزابل اروم چشماشو باز کرد:چی شده؟
کتی:رسیدیم.................بچه ها از ماشین پیاده شدن وهیون کیلید رو انداخت توی در ودرو باز کرد ویلای قشنگی بود 
اوا:وای اینجا خیلی شیک وخوشکله
ایزابل:اره اروم وساکت هم هست
هیونگ:وای من گشنمه بیاین صبحونه بخوریم 
کیو:من اماده میکنم شما برید وسایلتونو بزارید تو اتاقا
مارینا:ما قبل از این که بیایم غذا خوردیم سیریم
جونگ:خب شما برید لباساتونو عوض کنید برید کنار دریا تا ما هم بیایم 
الکس:ما میریم اماده میشیم بعد با هم میریم راستی ما کدوم اتاقا رو باید برداریم
هیون:اینجا دو طبقس طبقه اول پنچ تا اتاق داره که اسم هر کدوممون روشه طبقه دوم سه تا اتاق داره اون واسه شما
ایزابل:پس منو الکس واوا
مارینا:منو کتی هم با هم اینجوری یکی از اتاقا هم خالی میمونه 
کیو:غذا امادس
هیونگ:وای مادر من الان غش میکنم
پسرا صبحونشونو خوردنودخترا هم اومده بودن پایین تا برن کنار دریا 
ایزابل:چه هوای خوبیه
اوا:مارینا کوشش؟
مارینا:دیونه ها ولم کنین 
کتی:ورانیا عروسک گیر اوردین میندازینش تو اب 
هیون:خواستیم امتحان کنیم 
کتی:حالا چرا روی اون گناه داره خواهرم
مارینا:وای تروخدا ولم کنید
ایزابل:ولش کنید
جونگ مارینا رو ول کردو به طرف ایزابل رفت ودوتا پاشو گرفت وانداخت رو شونش وبه طرف اب رفت
ایزابل:هی روانی ولم کن
جونگ:نمیخوام
ایزابل(با داد):ولم کن
جونگ:نمیخوام نمیخوام نمیخوام.......ایزابل همینجور تقلا میکرد اما کو گوش شنوا
جونگ تا اومد ایزابل وبندازه کیو ویونگ از پشت حلش دادن وایزابل از دست جونگ افتاد توی اب وبه خاطر شدت حلی که کیو ویونگ به جونگ داده بودن جونگم افتاد رو ایزابل

خب امیدوارم خوشتون اومده باشه ولطفا نظر بزارید


نظرات() 
How much can you grow from stretching?
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:41 ب.ظ
Wonderful beat ! I would like to apprentice while you amend your web
site, how could i subscribe for a blog web site? The account helped me a acceptable deal.
I had been tiny bit acquainted of this your broadcast provided bright clear idea
place macau tourism
یکشنبه 26 شهریور 1396 09:17 ق.ظ
I'd like to thank you for the efforts you've put in writing this site.
I am hoping to view the same high-grade blog posts from you
later on as well. In truth, your creative writing abilities has motivated me to get my own, personal blog now
;)
tourism offers
شنبه 25 شهریور 1396 10:00 ب.ظ
We are a bunch of volunteers and opening a new scheme in our community.
Your website offered us with helpful information to work on. You've performed an impressive process and our entire neighborhood will likely be grateful to you.
estate newbies
دوشنبه 20 شهریور 1396 05:06 ب.ظ
I'm amazed, I must say. Seldom do I come across a blog that's both educative and
interesting, and let me tell you, you've hit the nail on the head.

The problem is something that not enough men and
women are speaking intelligently about. I'm very happy I came across this during my hunt
for something regarding this.
pt.wikipedia.org
دوشنبه 20 شهریور 1396 12:08 ق.ظ
You have made some decent points there. I checked on the net to find out more about the issue and
found most people will go along with your views on this site.
real estate agent
سه شنبه 14 شهریور 1396 12:55 ق.ظ
Hurrah, that's what I was searching for, what a stuff!

existing here at this web site, thanks admin of this site.
Stefan
چهارشنبه 8 شهریور 1396 06:27 ق.ظ
I really love your blog.. Excellent colors & theme. Did you make this web
site yourself? Please reply back as I'm wanting to create my very own blog and want to know
where you got this from or just what the theme is called.
Thanks!
Jaimie
سه شنبه 7 شهریور 1396 05:04 ب.ظ
This text is worth everyone's attention. How can I find out more?
Augusto de Arruda Botelho
شنبه 4 شهریور 1396 01:39 ق.ظ
I have been browsing online more than three hours today, yet I never found any interesting
article like yours. It's pretty worth enough for me.
In my opinion, if all webmasters and bloggers made good content as you did, the web will be much more useful than ever before.
www.francisco-formation.net
سه شنبه 31 مرداد 1396 09:48 ب.ظ
Fantastic items from you, man. I have understand your stuff prior to and you're simply
too fantastic. I really like what you've obtained here, really like what you're stating and the best way in which you
are saying it. You are making it entertaining and you continue to take care of
to keep it smart. I cant wait to learn much more from you.

This is actually a great web site.
Lelio Vieira Carneiro Junior
دوشنبه 30 مرداد 1396 07:11 ب.ظ
May I simply just say what a relief to uncover someone who actually knows what they're discussing over the internet.
You certainly know how to bring a problem to light and make it important.
More people really need to look at this and understand this side
of the story. I was surprised that you are not
more popular given that you definitely have
the gift.
James Frazer Mann
جمعه 27 مرداد 1396 11:15 ق.ظ
I do not know whether it's just me or if everybody else encountering issues with your website.
It appears like some of the text within your content are running off the screen. Can somebody else please
provide feedback and let me know if this is happening to them
too? This might be a issue with my internet browser because I've had this happen before.
Thanks
http://sspersonaltrainer.co.uk/members/janmileham0950/activity/162323/
جمعه 27 مرداد 1396 05:06 ق.ظ
This website definitely has all of the info I needed concerning this subject and didn't know who to ask.
James Frazer Mann
چهارشنبه 25 مرداد 1396 12:59 ق.ظ
What's up, I check your new stuff like every week. Your writing style is witty,
keep it up!
http://lateshathompson.co.uk/animeshoujo/groups/clip-on-tresses-extensions-caring-recommendations-570716674
سه شنبه 24 مرداد 1396 06:58 ق.ظ
I do accept as true with all of the ideas you have introduced for
your post. They're very convincing and can definitely work.
Still, the posts are very quick for novices. May
just you please extend them a bit from subsequent time?
Thank you for the post.
Lelio Vieira Carneiro Junior
سه شنبه 17 مرداد 1396 07:31 ق.ظ
Aw, this was an exceptionally nice post. Taking
a few minutes and actual effort to make a top notch article… but what can I say… I procrastinate a lot and don't seem to get
anything done.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 07:08 ب.ظ
Just want to say your article is as astounding. The clarity for
your post is just great and i can suppose you are an expert on this subject.
Well together with your permission allow me to seize your RSS feed to keep updated with drawing close post.

Thank you 1,000,000 and please keep up the enjoyable work.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 03:10 ب.ظ
Right here is the right webpage for anyone who would like to understand this topic.
You know so much its almost hard to argue with you (not that
I actually will need to…HaHa). You definitely put a brand new spin on a subject which has been discussed for a long time.
Great stuff, just excellent!
shayaa
سه شنبه 3 مرداد 1391 11:20 ب.ظ
aaafarin...afarin
rasti be jungi begoo maghroor nashe ye vakh khodesho izabelo sia bakht kone!!!
Boooooooooooooooooos
پاسخ shaghayegh : mersi mersi
bashe hatman behesh migam
manam az hamin mitarsam^^
bosssssssssssssssssssssssssssss
*Sara
دوشنبه 2 مرداد 1391 11:45 ب.ظ
پاسخ shaghayegh : mersi
s@ra
دوشنبه 2 مرداد 1391 08:47 ب.ظ
ک ک ک ک.
اووووووووووووووووووووووووول.
پاسخ shaghayegh : avarin
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر