تبلیغات
SS501 short stories - i,ll be lloving you...loving you last part3-1

♥HEART TO HEART♥


Admin Logo
themebox Logo

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت




تاریخ:یکشنبه 8 مرداد 1391-02:24 ق.ظ

نویسنده :sogand-star

i,ll be lloving you...loving you last part3-1

......................................................

میهن گیرینوفه دیگه شد سه پارتتتتت

Ipraise  Allah for sending me,you my love

من خدا وند را ستایش میکنم برای ارسال من    تو ای عشق من

You found me home and sail with me

تو مرا در خانه ام یافتی و با من معامله کردی

And  im here with you

و من الان اینجایم با تو

Now  let me … let you know

الان بزار من... بزار تو بدونی

Youre opend my heart

تو گشودی قلبم را

I was  always thinking that love  was wrong

من همیشه فکر میکردم اون عشق اشتباهه

But every thing changed when you come along

ولی همه چی تغییر کرد وقتی تو به مدت طولانی اومدی

O ooooo

And there s  a couple words I want to stay

و اونجا در اون موقعیت میخاستم جمله ی با هم بودن را بگوییم

For the rest of my life

برای باقی عمرم

I,ll be white you

من با تو خواهم ماند

I,ll stay by your side honest and true

من در کنارت روراست و حقیقی خواهم ماند

Till the end of my time

تا پایان زمانم(عمر زندگی)

I,ll be loving you … loving you

من تورا دوست خواهم داشت....دوستت دارم

For the rest of my life

برای باقی عمرم

Thru days and night

به حقیقت روزها و شب

I,ll thank Allah for open my eyes

من خدا رو شکر خواهم کرد زیرا چشمانم را باز کرد

O ooooo

Now and forever…

الان و برای همیشه

I,ll be there for you

من برای تو خواهم ماند

I know that deep in my heart

من میدانم او(خدا)درونتر از قلب من است

I feel so bleesed when I think of you

من احساس میکنم مقدسم وقتی که به تو فکر میکنم

And I ask Allah to blees all we do

و از خدا درخاست امرزش میکنم برای کارهایی که انجام دادیم

Youre my wife and my friend and my strength

تو همسرم هستی و دوستم و قدرتو استحکام من

And I pray were together enter nally

و من دعا میکنم با هم بمانیم برای همیشه

Now I find my self so strong

الان من خود را قوی یافتم

Every thing change when you come along

همه چیز تغییر کرد وقتی تو به مدت طولانیی امدی

O oooooo

And there s  a couple words I want to stay

و در انجا در ان موقعیت میخاستم کلمه ی با هم بودن را به زبان بیاورم

For the rest of my life

برای باقی عمرم

I,ll stay by your side honest and true

من پیش تو روراست و حقیقی خواهم ماند

Till the end of my time

تا موقعی که زمانم تمام شود

I,ll be loving you … loving you

من تورو دوست خواهم داشت ... دوستت دارم

For the rest of my life

برای باقی عمرم

Thru days and night

به حقیقت روزها و شب

I,ll thank Allah for open my eyes

من خدا را شکر خواهم کرد برای اینکه چشمانم را گشود

Now and forever

الان و برای همیشه

I,ll be there for you

من برای تو خواهم ماند

I know that deep in my heart

من میدانم او درونتر از قلب من است

Now that youre here infront of me

الان تو کنارمی درست بغلم

L strongly feel love

من عشق را قوی احساس میکنم

And I have no doubt

و من شکی ندارم

And I singing loud that I love you enternally

و میخانم با صدای بلند که همیشه عاشقت هستم

For the rest of my life

برای باقی عمرم

I,ll be with you

من با تو خواهم ماند

I,ll stay by your side honest and true

من در کنارت روراست و حقیقی خواهم ماند

Till the end of my time

تا موقعی که زمانم به پایان برسد

I,ll be loving you … loving you

من تورا دوست خواهم داشت... دوستت دارم

For the rest of my life

برای باقی عمرم

Thru days and night

به حقیقت روزها و شب

I,ll thank Allah for open my eyes

من خدا رو شکر خواهم کرد برا اینکه چشمانم را باز کرد

Now and forever

الان و برای همیشه

I,ll be there for you

من برای تو خواهم ماند

I know that deep in my heart

من میدانم او درونتر از قلب من است(عمق عشقو میگه)

سویونگ:واو جونگ مین خیلی با احساس خوند خوشم اومد تو چی؟ انگاار اون شخص الان همین جاس خیلی دوست دارم ببینمش

جونگ مین:عزیزم به این فکر نکن لطفا الان به این فکر کن که تا یه لحطه دیگه اینجا شلوغ میشه

سویونگ :خوب شلوغ شه

جونگ مین یکی از ابروهاشو بالا داد و به سورا که خواب بود اشاره کرد

سویونگ:اره بدو بریم خونه الان سورا از خواب پا میشه اروم نمیگیره

جونگ مین:بیا بگیرش شما دوتا با بادیگاردا برین من از همه خدافظی کنم و بیام

سویونگ:اوهوم پس منتظرم دیر نکنی ااا

جونگ مین وقتی مطمئن شد سویونگ رفته رفت پیش لی و بهش گفت داره برمیگرده خونه و از همه معذرت بخاد که زودتر رفت

جونگ مین داشت از در خارج میشد که یونگ سنگ صداش کرد

یونگ:جونگ مین میتونم باهات حرف بزنم

جونگ مین:حرفی نمونده

یونگ:چرا مونده  سویونگ چرا فراموشی گرفته؟

جونگ مین:به خاطر تو به خاطر یه احمقی مثل تو هرچند که تو این مورد ا به دردم خورد ی

یونگ:ینی پاهای زندگیتو با دروغ ساختی

جونگ مین:نه نساختم  فقط تورو تو خاطراتش کمرنگ و خودمو پررنگ کردم همین من باید برم همسرم منتظره امیدوارم دیگه نبینمت به هر حال برای ارامش خودم و همسرم که شده باشه دیگه نمیزارم پاشو بزاره کره حتا اگه التماسمم کنه

جونگ مین از یونگ فاصله گرفتو به سمت ماشین رفت یکی از بادیگارداش درو براش باز کرد و اون نشست تو ماشین

ماشین به سرعت دور شد و یونگ بت چشمای گریون به رفتنش نگاه میکرد

یونگ سنگ :عشق من همیشه دوستت خواهم داشت ....دوستت دارم

خوف میدونم چرت بود به خوبی خودتون ببخشید



نظرات() 
doa agar cepat hamil
دوشنبه 30 مرداد 1396 05:36 ب.ظ
I like the valuable information you provide
in your articles. I will bookmark your weblog and check
again here regularly. I'm quite certain I'll learn lots of new stuff right here!
Best of luck for the next!
door installers
شنبه 28 مرداد 1396 03:04 ب.ظ
Hi, i read your blog from time to time and i
own a similar one and i was just curious if you get a lot of spam responses?
If so how do you protect against it, any plugin or
anything you can suggest? I get so much lately it's driving me mad so any help is
very much appreciated.
Keira
جمعه 27 مرداد 1396 02:49 ب.ظ
I've been browsing on-line greater than 3 hours as of late, yet I by
no means discovered any attention-grabbing article like yours.
It is lovely price enough for me. In my opinion, if all site owners and bloggers made
just right content as you did, the net will likely be a lot more
helpful than ever before.
James Frazer Mann
جمعه 27 مرداد 1396 06:06 ق.ظ
It's an amazing paragraph in support of all the online
viewers; they will take benefit from it I am sure.
James Frazer Mann
پنجشنبه 26 مرداد 1396 10:05 ب.ظ
Howdy very nice site!! Guy .. Beautiful .. Superb ..

I will bookmark your blog and take the feeds also? I'm satisfied to search out so many useful information right here in the publish, we
want develop more strategies on this regard, thanks
for sharing. . . . . .
things you need to grow weed
پنجشنبه 26 مرداد 1396 02:43 ق.ظ
Awesome post.
door sections
چهارشنبه 25 مرداد 1396 03:38 ق.ظ
Does your site have a contact page? I'm having a tough time locating it
but, I'd like to shoot you an email. I've got some creative ideas for your blog you might be interested in hearing.
Either way, great website and I look forward to seeing it improve over time.
business start up
سه شنبه 24 مرداد 1396 06:17 ق.ظ
Having read this I thought it was very informative.
I appreciate you spending some time and energy to put this
information together. I once again find myself spending a significant amount of time both reading and
leaving comments. But so what, it was still worth it!
Lelio Vieira Carneiro Junior
شنبه 14 مرداد 1396 11:26 ق.ظ
Heya i am for the first time here. I came across this
board and I find It really useful & it helped me
out much. I hope to give something back and aid others like you helped
me.
marymhi
جمعه 13 مرداد 1391 02:33 ب.ظ
خوب اسم خارج از فیلم الینا نینا دوبرو دیمن، ایان سامر هلدر و استفانم ،پاعول ویزلی.
پاسخ sogand-star : باچهههه
ولی گفتم بزار اون داستانم تموم شه بعد باشه
جمعه 13 مرداد 1391 02:33 ب.ظ
خوب اسم خارج از فیلم الینا نینا دوبرو دیمن، ایان سامر هلدر و استفانم ،پاعول ویزلی.
پاسخ sogand-star : ....
YoUnG!i @_@
پنجشنبه 12 مرداد 1391 08:54 ب.ظ
منم الان مثله نخودی ها پارازیت میندازم...@_@
اگه ناراحتی میخوای برم؟؟؟؟
پاسخ sogand-star : نیستییییییییییییییییییییییییییی
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
YoUnG!i @_@
پنجشنبه 12 مرداد 1391 08:53 ب.ظ
ککککککککککککک......
ماری همه چیو داری منتقل میکنی؟
کککککککککک...به این میگن یه خون اشام واقعییی...@_@
واااااااااااااااااایییییییی...ایییییییییییییییش من از خون اشاما بدم میاااااااااااااد..
دوستم همش تو کاره امریکاست...اهم اهم....چه داستانی بشه هاااااااا...
وااااااااااایییییی چه باحاله دوستم باهات داره ارتباط برقرار میکنه...
کککککککککک....
پاسخ sogand-star : کککک
ارههههههههههههههههههههههه
marymhi
چهارشنبه 11 مرداد 1391 11:07 ب.ظ
ببین منم داخل داستان بیار. من خودم از شخصیت دیمن خوشم میادو دوست دارم آخرش به الینا یعنی عشقش برسه.وای به خدا اگه این سریال رو ببینی عاشق سریالش میشی. اصلا هم وحشتناک نیست.استفان هم که برادرشه فک کنم خودت بدونی و اون هم عاشق الیناس. کاترین رو هم بیار داخل داستان ک اون هم خوناشام. میخای بیشتر بدونی در مورد داستان؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ sogand-star : خوب دوست داری داستان خوناشامی بنویسیسم؟
دوست دارم بیشتر بدونم دربارش
اااا راستی اسمای دقیقشونو با فامیلایاشونو برام تو نظرات میزاری برم عکساشونو پیدا کنم
YoUnG!i @_@
چهارشنبه 11 مرداد 1391 08:15 ب.ظ
من یه چند روزه چطووووور شدممممممم؟؟؟؟
هااااااااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ sogand-star : گفتم که یه چند روزه عصبیی؟
marymhi
چهارشنبه 11 مرداد 1391 07:00 ب.ظ
یونگی تو که اهل دعوا نبودی گلمممممم.بعد
شم من که دوستت رو اجبار نکردم گفتم اگه خواستی. من که پرویی نکردم. نظر دادم
پاسخ sogand-star : نمیدونم یه چند روزیه اینطوری شده
YoUnG!i @_@
چهارشنبه 11 مرداد 1391 06:28 ب.ظ
حاااااااااااااالااااااا بیخیییییییییی..
ای ماری توووووووووووکوشششششششششششییییییییی؟؟؟
ککککککککک....من برم دعواااا...کککک...
پاسخ sogand-star : ماریییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به بخش یونگی
YoUnG!i @_@
چهارشنبه 11 مرداد 1391 06:27 ب.ظ
من تازه قسمته اخرو خوندم...کککک..
وااااااااااااااااااااااایییییییییییی سوگندددددددد با حرفه اخره یونگ گریم گرفتتتتتتتتتتتت...
مامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانی
پاسخ sogand-star : ککککککککک
خودتو ناراحت نکن
YoUnG!i @_@
چهارشنبه 11 مرداد 1391 06:26 ب.ظ
الان حرفمو پس میگرممممممم...
ماری خییییییییییییییییییلی پررو شدیاااااااااا...
ااااااااااااااا؟؟؟
خجالت بکش....
داستان؟؟؟
نچ نچچچچچچچچچچچچ..........
پاسخ sogand-star : اااااااااااااااااااااااااااااا
marymhi
چهارشنبه 11 مرداد 1391 06:13 ب.ظ
حالا این داستانت انگلیسیه یا کره ایی. ب نظر من خیلی درمورد دبل اس داستان نوشتی. در مورد چیزهای دیگه هم بنویس.البته قصد توحین به طرفدارای دبل اس نداشتما. میتونی وبلاگ های دیگتم بم بدی. ممنون میشم. میییییییسی بای
پاسخ sogand-star : نه بابا اخه من فقط تو وبای داستان نویسی دابل اس نویسندم
marymhi
چهارشنبه 11 مرداد 1391 12:12 ب.ظ
هم عاشقانه هم کمی وحشتناک و کمی هم کمدی
پاسخ sogand-star : چشمممممم
فعلا درگیر یه داستان طولانی تو یه وب دیگم همینکه تموم شه مینویسمش قول
YoUnG!i @_@
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:06 ب.ظ
ببین سوگند هوای دوستمو داشته باااااااش...
وگرنه خودت میدونیو جوجو و اکولییییی...
ههههههههههههههه...
پس من کجااااااااااااش بودم؟؟؟
پاسخ sogand-star : نیدونمممممممممممممم
ککککک
marymhi
دوشنبه 9 مرداد 1391 06:07 ب.ظ
اگه میخای در مورد این سه نفر یعنی الینا و دیمن و استفان بنویس. اگه میشه. مرسی از این که نظرم رو میخونی و جواب میدی با وجود اینکه من رو نمبشناسی
پاسخ sogand-star : واااااااااااااااااااااااا
خوب اشناییا باید یه جوری شرو شه
بعدش دوست داری داستان چه جوری باشه
عاشقانه؟
تراژدی؟
وحشتناک؟
کمدی؟
marymhi
دوشنبه 9 مرداد 1391 01:31 ق.ظ
هیچی همینجوری پرسیدم. میخاستم ببینم اگه تو ب این سریال علاقه مندی یه داستانی در موردش بنویسی. چون داستان نویس خیلی خوبی هستی.
پاسخ sogand-star : مطمئنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه بابا زیادم خوب نیستم فعلا دارم رو یه داستان طولانی تمرکز میکنم شاید شهریور دوباره اومدم میخخای بهم ایده رو بگو من داستانشو بنویسم میخای؟
s@ra
یکشنبه 8 مرداد 1391 08:53 ب.ظ
واااااااااااااااااااای اهه اهه اهه.
بیچاره داداشممممممممممممممممم.
ولی خوب شد اخرش سویونگ و جونگ مین باهم ازدواج کردن.
پاسخ sogand-star : من یکی که راحت شدم دلم خنک شد ولی اااااااااااااااااااااااااااا
خوب حالا نظرت چیه دیگه نمیام اینجا داستان بزارم دلت برام تنگ میشه نه؟
اکشال نداله بیا با هم گریه کنیم
YoUnG!i @_@
یکشنبه 8 مرداد 1391 08:52 ب.ظ
دیوووووووووووووووووونهههههههههههههه...
این همون دوستمههههههه که نگاه میکنهههه...
ککککککککککککککککککککککک...
تو اگه سوالی داری بپرسسسسسسسسسسسس....
پاسخ sogand-star : نه بابا من فقط عکس اون دختترو میخاستم برای شخصیت یکی از داستانام
mary MHI
یکشنبه 8 مرداد 1391 07:00 ب.ظ
با سلام. من از پریروز این داستان دوستداشتنی رو شروع کردم به خوندن. خیلی ناز بود. میدونم که نباید اینجا این سوال رو بکنم کسی سریال خاطرات یک خون اشام رو نگاه میکنه
پاسخ sogand-star : کککک من نگاه نمیکنم ولی موضوعشو میدونم
ککککککککک
چه طور؟
اسمی چیزی میخای؟
setareh
یکشنبه 8 مرداد 1391 02:50 ب.ظ
kheili ghashang bodd
پاسخ sogand-star : اااا چرا ناراحتی ستاره جونننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
nazi
یکشنبه 8 مرداد 1391 01:20 ب.ظ
خیلی قشنگ بود سوگند جون فقط یونگی خیلیییییییییییییی گناه داشت
دستت درد نکنه خیلی قشنگ بود
پاسخ sogand-star : نه حقش بودددددددددددددد
ممنوننننننننننننننننننننننن
ღ♥HANI Y㋡UNG♥ღ
یکشنبه 8 مرداد 1391 01:04 ب.ظ
وااااااااااای سوگند چقد قشنگ بود گریم گرفت.......
عزیزمممممممممممممممم
خوف من هستم گیه نکن یونگیییییییییی
خیلی جالب بود .....عالیییی......اصا یه چیزی بود نمیشه گفت......
گریههههههه
یونگیییییییییییییییییییییی
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
پاسخ sogand-star : گلیه نکننننننننننننننن
فکر نکنم انقدر داستانم تعریفی بوده باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر