تبلیغات
SS501 short stories - اشکهای فرشته +خدافظی تا شهریور

♥HEART TO HEART♥


Admin Logo
themebox Logo

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت




تاریخ:جمعه 13 مرداد 1391-06:46 ب.ظ

نویسنده :sogand-star

اشکهای فرشته +خدافظی تا شهریور

سلام خوبین؟

خوشین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب اومدم خدافظی البته میرم تا اخر شهریور که داستان اشکهای فرشته تموم میشه

الان قسمت اول این داستانو میزارم اگه خوشتون اومدو نتونستین تحمل کنین بیایید این سایت و روز به روز داستانو بخونید ss501-stories1.mihanblog.com

خوففففففف اینم شخصیتای داستان

شانا کووین

سارا واتسون

ملودی هیستینگ

گلوریا گومز

ودر اخر با حضور افتخاری ss501دست بزنید (ککککککک)

بفرمایید ادامه

دوباره با افتخار کاپو گگرفتیم بالا و مثل همیشه تو سرو کله ی هم میزدیم بازم اول شدیم.

بازم نگاه های خیره به ما بود تو چشمای همه عشق و دوست داشتنو میدیدم نمیدونم چرا یدفعه ... چرا یدفعه اینجوری شد؟

چرا 3ساله دیگه از هم خبر نداریم ؟چرا پخش شدیم؟اه همش تقصیر این سارای پدر سگه(باعرض پوزش)

اخ ای چرا میزنی؟همین یه فندوقه ها

شانا:به اون پدر سگ چیکار داری؟

ملودی:هیچی یاد قدیما افتادم یاد بچیگامون حالا3ساله از اون ماجرا میگزره میتونستیم الان تو چارت اول شهرت باشیم و مهم تر از همه اینکه نیازی نیود الان برای امتحان بیاممممممممممم

ملودی:شانا...الو...شانا

و بعد ملودی روشو بر میگردونه سمت شانا که میبینه شانا چشماشو بسته

ملودی با حالت عصبی:شانا من دارم زر میزنم بعد تو خوابیدی؟

شانا:مهم نیست

ملودی:ممنون نظر لطفته

شانا :خاهش کوچولو

ملودی:اا راستی شانا تو چرا داری با من میایی امریکا؟

شانا:چون قراره بایه چشم بادومی قرار داد ببیندم تازه اسم تو هم تو قرار داد هست

ملودی از جاش بلند میشه و با حالت داد میگه:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه ی افراد تو هواپیما با صدای ملودی برمیگردن سمتش ملودی در حالی که اروم اروم میومد پایین تا روی صندلیش بشینه

ملودی:شانا تو حالت خوبه؟

شانا با خونسردی:اره اسم همتونم قید شده

ملودی با تعجب:اسم هممون؟منظورت به غیر از من و تو دیگه کیه؟

شانا:خوب با گلوریا تماس گرفتم اون موافقه نیازی نبود از تو سوال کنم چون کلا تو ادم نیستی و سارا  سارا رو هم پیدا میکنیم خودمم که تشریف دارم

ملودی با نیشخند:من لیدر

شانا با نگاه سرد:خفه شو بچه

ملودی در حالی که ای پدشو درمیورد گفت:شانا اسم این گروهی که قراره باهاشون قرار داد ببندیم چیه؟

شانا درحالی که سرشو به پشتی تکیه میداد گفت:فکر کنم دابل اس فایو اوه وان

ملودی سرشو کرد تو ای پدش

بعد از 5دقیقه

ملودی:واو شانا اینارو چه دافایین؟؟؟

شانا یه نیم نگاهی به صفحه ی ای پد میکنه و میگه:ای خاک برسرت اون پافه

ملودی کل راهو مخ شانا رو خورد

درحال تحویل گرفتن کیفاشون بودن که شانا با عصبانیت برگشت طرف ملودی

شانا:ملودی نمیخای اون دهنتو ببیندی؟؟؟؟؟؟

ملودی با صورت اویزون:اخه خیلی حرفا دارم بمونه عقده ای میشم و بعد از شونه ی شانا اویزون شد

شانا:برو اونور ابرومو بردی تو

شانا:ملودی ول  کن منو فکر کنم اسپانسره فرستاده دنبال منو بعد در حالی که ملودیو از خودش جدا میکرد گفت:ادرس هتلیو که میریو برام اس کن با شماره ی اتاقت میترسم گم شی اینجا دخمل کوچولو

شانا در حالی که موهای بلند ملودیو بهم میریخت رفت

ملودی:ینی واقعا قراره دوباره گروه بشیم وایییییییییییییی خدا جونم ازت ممنونم

ملودی بعد از تحویل گرفتن بقیه ی چموداناش به طرف در خروجی رفت و یه تاکسی برای هتل ... گرفت

توی هتل

ملودی بعد از تحویل گرفتن اتاق رفت طبقه ی بالا بعد از دادن اس به شانا بدون خوردن شام خوابید فردا روز سختی براش بود

فردا صبح-هتل-اتاق ملودی

شانا:هییییییییییی..... هی ملودی پاشو مگه تو امتحان نداری

ملودی با خوابالودگی:فقط 5دقیقه بصبر خوابم تکمیل میشه پا میشم

شانا:بیدار نمیشی

ملودی:نوچچچ

شانا:پس کتک میخای

شانا در حالی که استینشو میداد بالا ادامه داد:چند وقته از من کتک نخوردی تو ااااا بزار خوب فکر کنم اهاااااا اره 3ساله کتک نخوردی بچه پرو فکر کنم هوس کردی

ملودی با شنیدن این حرف از جاش مثل فنر پرید و نشست بعد با لبخند گفت:نه جون تو کی هوس اون لگدارو میکنه ببین بیدار شدمشانا:تا15دقیقه دیگه بیا پایین میرسونمت دانشگاه از اونورم میرم دنبال سارا و قراداد فقط بدو من ساعت 10با کمپانی قرار داد دارم

ملودی:سارا؟مگه میدونی کجاس؟

شانا:انگار لیدرتو دست کم گرفتی اییییییییییی یه جورایی میدونم کجاس

و بعد بدون حرف دیگه ای رفت سمت در و با صدای بلند گفت:تا 15دقیقه دیگه پایین نباشی کشتمت ملودی پس زودتر حاظر شوووووووووووو

ملودی:ای واییییییی این بازم خشم شب شد خدایا به دادم برس بعد به سمت دستشویی رفت تا دست و صورتشو بشوره

15دقیقه بعد

ملودی در حالی که بند کیفشو درست میکرد به طرف لابی میدووید

ملودی:ای شانا بزنم لهت کنم از نفس افتادم

ملودی بعد از دادن کلید اتاقش به سمت در خروجی هتل رفت شانا به یه ماشینی تکیه زده بود

ملودی به شانا نزدیک میشه و میگه:واو این ماشینه توا؟

شانا»نه خیر مال کمپانیه سریع سوار شو تا دیرم نشده

شانا سوار ماشین میشه

ملودی:چ فقط به فکر خودشه بعد از اون سوار ماشین میشه

شانا ملودیو میرسونه دانشگاه و بعد از اون میره سمت کمپانی

داخل کمپانی

شانا:خوب منم باید یه مواردیو ذکر کنم

اسپانسر:خوب این موارد چیه؟

شانا:از اونجاییکه لیدر گروهتونم هستن پس مشکلی پیش نمیاد همونجوری که میدونین ما یه گروه 4نفره ایم هر کدوم از ما 4نفر کار خاصی انجام میدیم و منم به عنوان لیدرشون اومدم تا با شما قرارداد ببندم پس باید اسم اون سه نفر دیگه هم تو این قرار داد قید شه

اسپانسر:خوب اسماشونوبا حرفشون  بگید تا دست نویس اضافشون کنیم

شانا:سارا واتسون طراح اصلی رقص و با له/ ملودی هیستینگ رقاص حرفیه ای هیپ هاپ و جاز و در اخر گلوریا گومز رقاص خیابونی

البته زمان میخام ملودیو گلوریا هفته ی دیگه میان کره ولی من و سارا یه کمی دیر میکنیم  خوب راضیید؟

اسپانسر:برای چی خوب شما و سارا سووان تاخییر دارید تو اومدنتون؟

شانا:اونش دیگه به خخودمون مربوطه حالا با این شرایط قرار دادو ببیندیم؟

هیون که تا اون زمان ساکت بود گفت:چ چه غیر حرفه ای؟

شانا:مطمئنم هرچقدر ما غیر حرفه ای باشیم شما غیر حرفه ای تر از مایید چون مارو برای گروه رقصتون انتخاب کردید

اقای کیم من زیاد خوشحال به امضای این قرارداد نیستم کمپانی های بزرگتر و معتبر تر از شما هم بوده که من و گروهم باهاشون کار کردیم پس بیشتر از این غیر حرفه ای بودنتون  رو به رخم نکشید

شانا میخاست بلند شه که اسپانسر دستشو گرفت اسپانسر با خنده:ههه خانوم کووین اصلا خودتونو ناراحت نکنید هیون جونگ ما فقط شوخی کرد

شانا:امیدوارم دیگه از این شوخیا توی مدت کارمون تکرار نشه

اسپانسر:حتما

شانا بلاخره قراردادو امضا کرد

 



بدو منتظرته() 
two thousand stocks
دوشنبه 23 مرداد 1396 11:46 ق.ظ
Hello it's me, I am also visiting this site on a regular basis, this site is in fact pleasant and the users
are genuinely sharing fastidious thoughts.
Lelio Vieira Carneiro Junior
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:50 ب.ظ
Thanks to my father who told me regarding this web site, this website is
really remarkable.
Foot Pain
سه شنبه 3 مرداد 1396 07:58 ب.ظ
Excellent article. Keep writing such kind of info on your page.
Im really impressed by it.
Hello there, You have done a great job. I'll certainly digg
it and in my opinion suggest to my friends. I am sure they'll be benefited from this site.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:08 ب.ظ
Every weekend i used to go to see this site, as i wish for enjoyment,
for the reason that this this web site conations really good funny information too.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:29 ب.ظ
Wonderful, what a blog it is! This website gives useful data to us, keep it up.
marymhi
دوشنبه 16 مرداد 1391 01:45 ب.ظ
این 1نش رو اول vampireبیار بعد دات بزن
پاسخ sogand-star : ممنونممممم
mary
دوشنبه 16 مرداد 1391 01:41 ب.ظ
1.vampire-diaries.ir اینم سایتش .اگه رفتی جواب اینو بده.سایتا و وبلاگای دیگه ایی هم هستن که میفروشن و شاید هم از این کیفیتش بالا تر باشه.ولی من فقط اینو به خاطر دارم .تو میتونی بری داخل گوگل بزنی سفارش کامل فیلم خاطرات خوناشام. دیگه همه چی ردیفه بای
پاسخ sogand-star : دستت مرسی ممنوننننننن
YoUnG!i @_@
یکشنبه 15 مرداد 1391 10:58 ب.ظ
نه بابا این حرفو نزن مادر...
امممممممممممم...تو هم خیلی خوفی....
امممممممم...باشه من که مشکلی ندارم بذاری تو وب....هرچی خودت دوس داری همون کارو بکن...@_@
پاسخ sogand-star : باشه
YoUnG!i @_@
شنبه 14 مرداد 1391 07:59 ب.ظ
چون بدون تو کسی طاقت نمیاره...کککککک
پاسخ sogand-star : اوهو حتما کلی نویسنده ی تاپ تر از من تو این وب هست که منو اصلا به چشم نمیبینن
YoUnG!i @_@
شنبه 14 مرداد 1391 07:58 ب.ظ
کککککککک....داری میری؟؟
خب بروووووو.....کککککک....نه بابا نرو...ینی برو ها ولی نرووو....اممممممممم....وللش کلا برو تو .اگه نخواستی هم نرو...وااااااااااااای خودم قاط زدم....
ولی نرو میدونی چرا؟
پاسخ sogand-star : چراااااااااااااااااااااااااااااااااا
YoUnG!i @_@
شنبه 14 مرداد 1391 07:56 ب.ظ
مرسی....افرین به تو...
امممممممممممممممممم...من از قیافه شخصیتاش خوشم اومد...امممممممم...داستانو هنوز نخوندممممم...
پاسخ sogand-star : اممممممممممممم
اکشال نداره داستانو میزارم تو وب خودمون اگه خاستی
marymhi
شنبه 14 مرداد 1391 04:34 ب.ظ
ببین حالا حالا سریال تموم نمیشه.فصل4شم 20مهر
میاد. یه سایت بت معرفی میکنم برو اونجا تا مهر فقط سریال ببین بعدشم حالا فصل4شم یه کار میکنی دیگه. خود کارگردانش گفته شاید تا 10فصل ادامش بدیم. حالا سایتشو بت بدم یا نهههههه!!!!!!
پاسخ sogand-star : اره دوست دارم ببینم
marymhi
شنبه 14 مرداد 1391 04:01 ب.ظ
خوب می تونی دانلود کنی. من خودم فصل اولشو از ام بی سی دیدم. فصل دومشم از اینو اون گرفتم.فصل سومشم خودم دانلود کردم. البته اگه مودم داری و سرعت اینترنتت بالاس.به خدااا خیلی خوشگله.همین حلقه مخفی ام ادامه داره.میگم یه وبلاگ بزن در خصوص با خاطرات خوناشامو اون داستانه رو اونجا بنویس. این خاطرات خوناشام کلی طرفدار داره.البته اگه خودت میخای.
پاسخ sogand-star : نیدونممممممممممممممم
من خودم زیاد وقت ندارممممممممممم
marymhi
شنبه 14 مرداد 1391 12:09 ب.ظ
جون من راس میگیییی.سریاله رو دیدی.عاشششششق شخصیتش تو سریالم. خیلیییییییی نانازه من فک میکردم تو اصلا سریالا یه آمریکایی ندیدی و کارت همش داخل کرس.نه بابا خوشششششم اومد
پاسخ sogand-star : نه بابا من همه ی قسمتای تا الانشو دیدم خیلی قشنگه به خاطر این خاطرات یک خوناشامو نمیبینم چون وقتی میدادش من از اول ندیدمش به خاطر همین منتظر دی وی دیشم تا کامل ببینم
مهسا
شنبه 14 مرداد 1391 12:11 ق.ظ
سلااااااااااااااااااااااااااااااام سوگولی
دالی میلی؟؟؟؟؟؟گریههههههههههههه
زود بلگلدیا
راستی این ملودی که سویونگه خودمونه!!!!!!!
تو گروه snsd!!!!!!!!!!
پاسخ sogand-star : کک اره دارم میرممممممممممممممم
اره سویونگه خودمونههههههههههه
حالا تو فکر کن دورگس
کککککک
marymhi
جمعه 13 مرداد 1391 11:21 ب.ظ

اه من این سارا واتسونو میشناسم این داخل فیلمهsecret circleیا همون حلفه مخفی بازی میکرد اسمه داخل فیلمش دایانا بود. ببینم چجوری عکسشو گرفتی منظورم اینه که از قبل میشناختیش
پاسخ sogand-star : نه بابا سریالرو میبینم ازش خوشم اومد تازه خیلی به شخصیت سارا میخورد به خاطر همین گذاشتمش به نظرت ناز نیست؟؟؟؟؟؟
s@ra
جمعه 13 مرداد 1391 09:10 ب.ظ
سوگند جونم ناراحت نشی این حرفو میزنما اما استفاده کردن از فوش توی داستان اصلا مناسب نیست.
یا حتی صحنه هایی که میاری،گلم اینجا خیلی ها میانو داستانتو میخونن خیلیاشونم تو رده های سنی پایین تر از ماهم هستن درست نیست بیای صحنهوارد داستانت کنی.
یه صحنه بوس اشکالی نداره اما تو خیلی فراتر از یه بوس مینویسی و این اصلا درست نیست.
عزیزم نیازی نیست که دانسته های خودت درباره بعضی از مسائلو وارد داستانت بکنی.
در هر صورت از من گفتن بود گلم.
از دستم ناراحت نشیا اینارو به عنوان یه دوست بهت گفتم.
پاسخ sogand-star : میدونم عزیزم ولی دارم جدی میگم بچه های کوچیک تر از من و تو تو این مسائل وارد تر از من و توان
هر چند این فقط یه نصیحت دوستانس ولی بازم چشم
هرچند ایسن داستان سرنوشت یه ادمه من نمیتونم تغییری توش بدم بعدشم دیگه نمیام تا اخر شهریور که فکر کنم بازم برای خداحافظی باشه
بازم ممنون ولی بچه ها باید جنبشونو بالا ببرن من کلی داستان خوندم ولی اونا داستانو کامل تر از من توضیح دادن حالا بیخیل
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر