تبلیغات
SS501 short stories - murder project p-10
 
SS501 short stories
♥HEART TO HEART♥
                                                        
درباره وبلاگ

سلام
این بلاگ مخصوص داستان های کوتاه مربوط به گروه SS501 هستش!امیدوارم خوشتون بیاد!!!!
مدیر وبلاگ : .:❤.R@I-IA.❤:.
نظرسنجی
دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت

پنجشنبه 26 مرداد 1391 :: نویسنده : kim yoona

سلاااااااااااااااام

طبق معمول من به سرعت جت پارت بعد رو اوردم.

نگید ترو خدا... خودم میدونم که فعال ترین نویسنده وبم. فقط یه مدته زیاد با جونگ مین در ارتباطم رو تاثیر گذاشته

کککککککککک

خوب ولی در هر حال تقریبا خیلی خوش حالم چون یه اتفاقی افتاد و انگار یه بار بزرگ از رو دوشم برداشته شد.

به جبران تاخیر تو داستان ( کی؟؟؟ من؟؟؟ تاخیر؟؟؟؟؟ چه حرفا خخخخخخخخخ) امروز همهی داستانو یه جا باهم میزارمممممممم

هورااااااااااا

حالا بپرید ادامههههههههههههه

البته از پوستر بفهمید دیگه چه خبرهههههههه

مردم فقط به یک طریق با شما برخورد میکنند و آن طریقی است که شما اجازه میدهید

لینک پوستر در ابعاد واقعی: http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up8/30612987914846139859.jpg

با هیون جی هماهنگ کردم. نئول رو خبر کن. بهش بگو خوب حواسش رو جمع کنه. باید ضربه آخر رو درست وارد کنیم...... شین نارو...

گوشی رو گذاشت تو جیبش. خیلی می ترسید. قرار بود نئول رو .... زنش رو..... بفرسته تو لونه ی شیر.

ولی این تنها راه بود که ته کیون رو به سزای اعمالش برسونن.

هر چی دنبال نئول گشت پیداش نکرد. فهمید مثل همیشه باید کجا دنبالش بگرده.....

رفته بود رو پشت بود و طبق معمول با آب پرتقالش خلوت کرده بود.()

هیونگ- هی خدا..... می ترسم از این که روزی منو با آب پرتقال عوض کنی....

نئول- بیچانا( دیوونه)... معلومه که تا وقتی خودت برام بخری عوضت نمی کنم....

هیونگ- نارو اس داده بود.

صورت نئول دوباهر به همون حزن و اندوه قبلی برگشت.

نئول- من می ترسم.

هیونگ- میدونم فدات بشم. ولی چاره این نیست. کاش می شد من به جات برم.

نئول هیچی نگفت فقط خیلی آروم خودش رو در آغوش هیونگ جا داد.

*****

بیمارستان.... اتاق تشریح

هیون جی و نئول بدون هیچ حرفی روی یکی از تختا تو اتاق تشریح نشسته بودن. دوستای صمیمی که حالا نمی تونستن حتی تو چشم های هم نگاه کنن.

ولی هیون جی دلش رو به دریا زد و اولین کلمه رو گفت.

هبون جی- میانه.... چمل میانه....

نئول- برای چی؟

هیون جی- برای همه چی.... برای این که همه چیز رو خراب کردم. هم زندگی تو رو هم گایون رو...

نئول- تو کشتیش؟

هیون جی- نه.... من فقط دستاش رو گرفتم.

و دوباره سکوت سکوت سکوت..... حرفا اونقدر زیاد بود که تصمیم گرفتن اونا رو به دریای سکوت بسپرن.

حتی طی این مکالمه کوتاه یه بار هم به هم نگاه نکرده بودن.

نئول- می دونی باید چی بگی؟

هیون جی- نارو همه چیز رو برام توضیح داده.

با اومدن ته کیون حرفای ناگفته ی زیادی بی نشون موند. حرف هایی که شاید هیچ وقت نتونستن به هم بگن.....

ته کیون- بگید ببینم چرا منو کشوندید این جا؟

هیون جی- من می خوام از کشور برم.. تو هم به نفعته بری.... پلیس روز به روز بیشتر بهت شک می کنه. به هر حال تو قاتله گایونی.....

ته کیون- آره هستم.... به هیچ کس هم ربطی نداره. گردنم کلفته هر کی رو دلم بخواد می کشم.

نئول-  پس مین هرا رو هم تو کشتس....

ته کیون- اره.... اون برادر عوضیت هم با اون دختره کثیف من فرستادم اون ور...

نئول- چی داری میگی؟

ت کیون- هه هه آره... مین آ از من ایدز گرفته بود.... حتماً تعجب می کنی من چرا هنوز زندم با این که اوتا مردن. نه؟؟؟

نئول- خیلی پستی....

خشم تمام وجود نئوا رو فرا گرفته بود.  میخواست خفه اش کنه. می خواست نابودش کنه. این کسی بود که برادر و دوستش رو گرفته بود.

پزشک ها هم هنوز نمی دونم چرا من نمردم. 

 حالا دلیل نفرت مین آ از پدرش و رو میفهمید.

ته کیون- خوب این بیماری زود تر باید منو از پا در می اورد. ولی خوب من اینم دیگه.....

هیون جی- نمی خوای از کشو خارج شی؟

ته کیون- تو گورت رو گم کنی بهتره ولی من هیج جا نمیرم.....

هیون جی- مین هرا هم تو کشتی نه؟؟؟ خودکشی نکرده بود نه.....

ته کیون- من گایون رو کشتم مین هرا رو کشتم خیلی های دیگه هم کشتم.... به شما چه ربطی داره.... بابام قاضیه میکشم..... بیشتر هم می کشم..... شما هم موی دماغ بشین زنده تون نمی زارم.

نئول تمام خشم وجودش رو گرفته بود ولی بهتر بود که الان هیج حرکتی انجام نده. باید با فکر جلو میرفت تا انتقام دوست و برادرش رو بگیره.

نئول- بهتره من برم. ته کیون تو واقعاً آدم کثیفی هستی.... میخوام بدونم تو واقعاً گایون رو کشتی....

ته کیون- آره من کشتم..... من گایون رو به قتل رسوندم. با یه تیغ آزمایشگاهی.....

دیگه چیزی لازم نداشت. ته کیون اعتراف کرده بود. و اون صدای ضبت شده ی ته کیون رو داشت.

بدون هیچ حرفی اتاق رو ترک کرد.

بدون هیچ درنگی رفت پیش نارو..... بالاخره این پرونده داشت به پایان خودش نزدیک می شد.

****

خونه ی نارو بهترین و امن ترین جا به حساب می یومد. بعد از این که به صدا گوش دادن نارو جیغ کوتاهش ناشی از رضایت و خوش حالی کشید.

نارو- حالا همه چی تمومههههههههههههههههههههههههههههههههه....

هیونگ- من نئول رو میبرم آمریکا. بلیط هم خردیم. نمیازمر دست اون عوضی بهش برسه.

نارو- ولی ما هنوز به نئول نیاز داریم.

هیون دیگه کلافه شده بود. بلند شد و صداش رو برد بالا.

هیونگ- به من ربطی نداره و نمی تونم بزارم به تار مو از سر زنم کم بشه. فهمیدی.....برام دیگه هیچی بهم نیست.......

نئول آروم رفت کنارش رو دستش رو گرفت و نشوندش رو صندلی و سعی کرد ارومش کنه.

نئول- من باید انتقام داداشم رو ازش بگیرم.... عزیزم ارم باش.....

نارو- من امروز میرم دفتر پلیس و کارو ترتیب میدم.

***
دیگه خسته شده بود.

تحمل این همه بد بختی رو نداشت.

باعث مرگ دوستش شده بود و حالا هم یه بچه از یه عوضی داشت. با یه بیماری لا الاج.

تا کی می خاست به این زندگی سرد ادامه بده نمی دونست.

خسته و درمونده شده بود. تنها و بی کس.....

حالا تنها کمکی که از دستش بر میاد برای گیر انداختن ته کیون کرده بود.

این ضربه آخر بود.

دیگه زندگی براش رنگ و اهمیتی نداشت.

یه کاغذ و قلم بر داشت و شروع کرد به نوشتن.....

می دونم خیلی پست و کثیفم. می دونم خیلی آدم بدی بودم.

ولی می خوام این لحظات آخر زندگیم رو مفیدبگزرونم.من... هیون جی.... در قتل بهترین دوستم گایون دست داشتم....

ولی اگر قرار باشه قرق شم ته کیون رو هم پایین می کشم.

کسی که تیغ رو رو دستش کشید کسی که من و گایون رو به ایدز مبتلا کرد اون بود.

این یه اعتارف کاملاً رسمیه.

هیون جی.

کشون کشون خودش رو به حمام رسوند. حتی برای این قدم های آخر هم توان  نداشت.

خودش رو به دست آب سر وان سپرد.

و حالا این خون شارهرگش بود که آب رو گرم می کرد.

این هم پایان راه خیانت به دوست ........





نوع مطلب : five members، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 16 شهریور 1391 01:58 ب.ظ
عالی بود اوووووووووووووووونی...
هیون جی...
kim yoona مرسیییییییییییییی
نگو اونم گناه داره
پنجشنبه 26 مرداد 1391 09:33 ب.ظ
akheeeeeeeeeeeeeei
are dg....khodet kardi ke lanat bar khodet bad...
khili ziad bud
kim yoona هه هه ظآره دیگه
تو هم که اصلاً ناراحت نشودی....
ککککککککک
آره دیگه جبرانی بود.
خخخخخخخخ
پنجشنبه 26 مرداد 1391 09:32 ب.ظ
ey juuuuuuuuuunam..hyung b asab mishavaaaad
kim yoona هه هه... ببینم سر خودتم داد بزنه خوشت میاد بی اعصاب شود؟؟؟؟
پنجشنبه 26 مرداد 1391 09:29 ب.ظ
oh oh...che porro bezanam saf she haa...ashghal e boooooooogh
kim yoona ته کیون و میگی؟؟؟؟؟ نفس عمیییییییییق
اون خودش استاد صاف کردنه... مراقب باش خودت صاف نشی...
ککککککک
پنجشنبه 26 مرداد 1391 09:27 ب.ظ
otagh tashrih..bezanam in hyun ji o tashrih konamaaaaa
kim yoona نه صبر کن ته کیون بیاد اونو تشریح کن. کککککککک
پنجشنبه 26 مرداد 1391 09:26 ب.ظ

kim yoona به خاطر چی دقیقا؟
پنجشنبه 26 مرداد 1391 09:24 ب.ظ
ab porteghaaaaaaaaaaaaaaal
mehriam ye karkhune ab porteghaleeeeee
kim yoona او مای گااااااد
منم باید مهریه از هیون یه مزرعه سیب زمینی بگیرممممممم
پنجشنبه 26 مرداد 1391 09:22 ب.ظ

kim yoona جونم لبخندددددددددد
پنجشنبه 26 مرداد 1391 09:21 ب.ظ
amadaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam
kim yoona خوش آمدی......
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر