تبلیغات
SS501 short stories - end......murder project p-11

♥HEART TO HEART♥


Admin Logo
themebox Logo

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت




تاریخ:پنجشنبه 26 مرداد 1391-10:33 ب.ظ

نویسنده :kim yoona

end......murder project p-11

خوب این داستان من هم تموم شد...

پرونده ی پروژه قتل بسته شد.

از همه تون ممنونم که داستان رو خوندید. و با وجود همه ی کاستی ها و ضعف ها همراهیم کردید.

امیدوارم تو داستانای بعدی بهتر و قوی تر ظاهر بشم.

سعی میکنم داستان بعدی رو هر چه زود تر بیااارم

اگر هم داستانی بچه ها رو نخوندم خیلی میانههههههه

در اولین فرصت همه رو میخونم و نظر میدمممم

حالا هم برید بپارت آخر

از نئول هم بابت پوستر ممنونم.

تا داستان بعد خدا نگه دار همه... برای همه آروزی بهترنی ها رو دارم.

 

نگران افرادی که پشت سر شما سخن می گویند نباشید. آنها کسانی هستند که بجای رفع کاستی های خودشان، مشغول یافتن عیوب زندگی شما می باشند

لینک پوستر در اندازه واقعی:  http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up8/07527079191870348214.jpg

 

نئول و هیونگ هنوز خونه شین بودن. اون جا خیلی خیلی امن تر از جاهای دیگه بود و دست هیچ کس بهشون نمیرسید.

جلوی تی وی نشسته بودن و به مانیتور خیره بودن اما فکر هر کدوم جای دیگه بود.

هیونگ- نئووووووووول

نئول- جونم.

هیونگ- من خیلی نگرانم...

نئول- نگران چی؟ نگران من؟؟؟؟

هیونگ- نه بابا... نگران خودمم میدونی چند وقته با هم تنها نبودیم... میترسم قلبم بترکه...

نئول یه نگاه خشم ناک به هیونگ کرد. ولی هیونگ خیلی خونسرد لبخند مرموزی زد و به صورتش نزدیک شد.

نئول- یاااااااا هیونگ جون الان شین میاد زشته....

اما هیونگ بدون توجه به حرف نئول لب هاش رو روی لب های نئول گذاشت نئول هم دیگه توان مخالفت نداشت. دستش رو دور گردن هیونگ حلقه کرد....

اما یه هو با صدای باز شدن در حال هر دو یه هو به خودشون اومدن و از هم جدا شدن.

شین وارد حال شد. توی دستش یه کیسه بود که توش یه برگه گذاشته شده بودو ولی با دیدن قیافه ی نئول و هیونگ که عین گچ شده بودن یه کم جا خورد.

شین- چیزی شده؟

هیونگ نه خیر.... (این جا رو یواش میگه) مزاحم خانوم....

نئول محکم میزنه تو پهلو هیونگ

نئول- نه اصلاً

شین که فهیده بود چی شده فقط یه لبخند زد. اما به یاد آوری خبری که میخواست به هیونگ و نئول بده خنده رو لبش خشک شد.

خیلی اروم اومد و روبروشون نشست.

شین- من باید خبر بدی رو بهتون بدم. خانوم هیون جی دیروز خود کشی کرده.

نئول و هیونگ برای چند لحظه ساکت موندن. اما بالاخره هیونگ این سکوتو شکوند.

هیونگ – مگه برای متهم کردن ته کیون به اون نیاز نداشتیم؟حالا چی میشه؟؟؟؟؟؟

از فکر این که تمام ضحمتا برای دستگیر کردن ته کیون بی هوده بوده خیلی عصبی شد. از جاش بلند شد و صداشو برد بالا.

هیونگ- حالا یعنی لاین همه بد بختی که کشیدیم همش بی خود بوده؟

شین- آروم باشید. این طور نیست. هیون جی یه یادداشت رسمی برامون گذاشته و به همه چی اعتراف کرده. سری های قبل ته کیون همهی مدرکا رو از دختاریی که بهاشون در ارتباط بوده از بین میبر ولی این بار من کسی رو گذاشته بودم در خونه ی هیون جی تا همه چی رو در نظر داشته باشه.

صبح هم که متوجه این مسئله شدیم من سریع مدارک رو از صحنه خودکشی جمع آوری کردم تا کسی نتونه اونا رو نابود کنه. اینم نامه هیون جی...

و نامه رو به نئول و هیونگ داد.

نئول به آرومی اشک میریخت. از مرگ دوستش ناراحت بود ولی نه زیاد. به هر حال هیون جی باید تقاص کار هاش رو پس میداد.

نامه رو خوند و به شین داد و بدون هیچ حرفی اون جا رو ترک کرد و رفت تو اتاق. نیاز داشت که تنها باشه.

هیونگ و شین تنها موندن.

شین- من امروز همه کارا رو انجام دادم ته کیون الان تو بازداشته. ولی بهتره تو خونه بمونین. اون درسته الان تو بازداشت موقته ولی آدامای زیادی رو این بیرون داره. خونه من خیلی امنه و میتونید تا تموم شدن این ماجرا این جا بمونید. روز داد گاه من چند تا ماشین اسکورت و چند تا محافظ برتون میفرستم تا دادگاه بیارنتون.( اوه اوه بابا چه تحویلی میگیرن.... کاش منم از این دوست قاتلا داشتم)

ازتون خیلی ممنونم که کمکم کریدن و این خطر و پزیرفتید.

هیونگ هم فقط یه لبخند معنی دار بهش زد ( نئول : غلط کرد) و سرش رو انداخت پایین.

****

برای آخری بار بود که به اون ساختمون خیره شده بود.

امید وار بود دیگه هرگز اونجا نباشه. تو این مدت خیلی بهش سخت گذشته بود و الان که داشت با هیونگ از کشو خارج میشد کمی احساس ارامش میکرد.

سعی کرد چمدون رو با خودش حمل کنه که صدای جیغ بلندی اونو از انجامش باز داشت.

هیونگ- نههههههههههههههههههههههههههه

نئول- کووووووووفت ترسیدممممم

هیونگ- نئول شکل توپ بسکتبال شدی.

نئول- یااااااااااااااااا تو این توپ بسکتبال بچه های خودتنااااا...

هیونگ- قربون خودم برم که همون اول کاری بچه هام دوقلو شد.....حال کن من تو همه کار بهترینم.

نئول- برو بابا... تو بهترنی اونی که هفت قلو اورده چیه دیگه؟؟؟؟؟تازه من قراره به دنیا بیارم تو قربون خودت میری؟ راستی ببینم شین چی شد؟؟؟؟

هیونگ- گفت یه کار نیمه تموم داره. باید تمومش کنه.

خوب بریم دیگه....

خیلی خوش با هم راه افتادن اما دیدن خبر بزرگی که روی اسکوربورد توی خیابون نوشته شده بود باعث شده بود سرعت قدم ها شون کم شه

امروز افسر شین نارو فرزند رئیس شین امروز از پدر خود به جرم قتل مادرش شکایت کرد.

نئول- واااااااااااااااو.... واقعا شین یه همچین سرگذشتی داشته.

هیونگ- پس کار ناتمومش این بود. خوب دیگه راه بیفتیم.

اما دقیا وقتی داشتن دوباره راه میافتادن تا برن یه جایی که بتونن با خوشبختی بچه هاشون رو بزرگ کنن تیتر قرمز یه روزنامه سد راهشون شد.

ابرای تیره داشتن دوباره میومدن.

ته کیون- معروف به پسر HIV  - شب پیش از زندان گریخت. مقامات پیش بینی میکنن این مجرم به آمریکا گریخته باشه.

هیونگ با دستپاچه گی بلیط رو از تو جیبش در اورد

بعد مایوسانه به نئول نگاه کرد.

...مقصد: آمریکا...

****

 

 end

  anyong haseo



نظرات() 
Why do they call it the Achilles heel?
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:46 ق.ظ
I'm gone to convey my little brother, that he should also visit this
webpage on regular basis to take updated from most recent information.
Lelio Vieira Carneiro Junior
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:11 ق.ظ
I was wondering if you ever considered changing the page layout of your
website? Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way of content
so people could connect with it better. Youve got an awful lot of text for only
having one or two images. Maybe you could space it out better?
Foot Problems
سه شنبه 3 مرداد 1396 08:37 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading through your article.
I like to write a little comment to support you.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:14 ب.ظ
I'm excited to uncover this website. I wanted to thank you for your time due to this wonderful
read!! I definitely enjoyed every little bit of it and
I have you saved to fav to check out new stuff in your
web site.
یکشنبه 2 تیر 1392 04:02 ب.ظ
هرچیزی رو که بیشتر از همه میخوای 3بار تکرارکن ،بعد نوشته زیر و بخون :
بسم الله الرحمن الرحیم
لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم

آمین

این پیام رو به 9 نفر بفرست ، آرزوت برآورده میشه ، باور نمیکردم ولی ولی واقعا برآورده میشه!

پاک کنی یا نفرستی ممکنه آرزوت برآورده نشه

الان ساعت و نگاه کن ، دقیقا 9 دقیقه بعد یه اتفاقی میافته که خوشحالت میکنه...
s@ra
جمعه 17 شهریور 1391 01:36 ب.ظ
هوویی جونم میای تو وبم نویسنده شی؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ kim yoona : عزیزم بهت گفتم شاید وقت نکنمممممم. شرمندهههه
Kim Ee Ya ^_^
پنجشنبه 16 شهریور 1391 03:03 ب.ظ
خیلی قشنگ بود اوووووووووووووووونی
ای بابا...باز این ته کیون...ول نمی کنه این ها رو!
پاسخ kim yoona : مرسیییییییییییییییییییییییییییییی
هه هه این ته کیون دست از سرشون بر نمی داره......
fati
سه شنبه 31 مرداد 1391 04:51 ب.ظ
عالی عالی عالی عالی
خیلی خوب بود
وای اخرش مرموزانه تموم شد
اخه بشر تو چرا هی دنبال اینی مردمو بکشی تو داستانم دست از سرشون بر نمیداری ؟؟؟؟؟؟
هیونگ و باش غلط نکنم میره با این نارو مزدوج میشه هاااااااااا
خوب گوش کن چی میگم داستان بعدییت باد بخوره تو صورت جونگی یا خیلی اتفاقی پاش در بگیره اه بگه اخ بگه یا هر چی
به معنای واقهی کشتن میکشمت
اراسوووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ kim yoona : مرسیییییییییییییییی
ههه ههه آره
خوب چی کار کنم خیلی حال میدهههههههههههه
نه دیگه الان با دو تا بچه پابند خانواده شده.... کککککککک
حالا ببینم برا اونم برنامه دارمممممممم
نه مولاسوووووووووووووو
sogand-star
شنبه 28 مرداد 1391 01:21 ب.ظ
ها چی شد؟؟؟؟؟
اونی یه چندتا از کلمه هات که تیتره در نمیاددددددددددددددددددد
پاسخ kim yoona : نتونستی تیترو بخونی؟
؟؟؟؟؟
s@ra
جمعه 27 مرداد 1391 03:50 ب.ظ
واااااااااااااااااااااااااااااااو.....سلام هوویی.
بزار برم ته کیون رو دونصف کنم بیام.
داداشممممممممممممممممممممممم.
زهراااااااااااااااا کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟بیا جواب نظراتوبده.
پاسخ kim yoona : سلااااااااااام آجی جون...
برو ولی حواست باشی اون تورو نصف نکنه. هههههههه
هیووووووووووووووووون :D
من همین جام کککککککک
sheyda sunny
جمعه 27 مرداد 1391 02:50 ب.ظ
اوه این ته کیو چند تا جون داشت!!!
مرسی عزیزممممم
خیلی قشنگ بود
پاسخ kim yoona : خیلی جون داشتتتتتتتتتتت والا
خواهش گلممممم
مرسیییییییییییی
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:14 ب.ظ
akeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeey
belakhare tamumiiiiiiiid
khaste nabashi eshghaaaaaam
montazere murder project 2 bashid
kkkkk
az dastanetam hichi nemigam..khodet nazaramo miduni
پاسخ kim yoona : آره دیگه اینم تموم شد....
هه هه تو این یکی شانس اوردی جون سالم به در بردی دو هم میخوای؟
هههههههههههه
بلههههههههههههههه
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:13 ب.ظ
ey baba.....
in pesare kollan donbalemune haaaaaaaaaaa
shayad ashegham shode..begama man shohar daram....
kkk
khob nemirim america
mimunim korea
پاسخ kim yoona : هه هه آره بد جور عاشقته
به قدری که دوست داره خونتو سر بکشههههههههه

اوهوکی جونی
من بلیط خریدم
نرید خودم پرتتون میکنم بیرون
کککککک
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:12 ب.ظ
oh oh dogholooooo???
hame mikhan tu pacheye man dogholo bokonan
age dogholo shod bache ham.....che bahal mishe..
age shoharamam hyung beshe
kollan fazayi mishe bara khodesh..
betun kado midam
پاسخ kim yoona : آرهههههههههه
هه هه هیونگه دیگهههههههههه
هه ولی خوشگل میشناااااااا
کادووووووو
آره بدههههههه من کادو دوست دارم
ککککککککک
روی خودم تو حلق دوقلو هات.
کککککک
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:11 ب.ظ
hhh
kuuuuuuuuuuuuuuuft...
kkkkkkkkkk
پاسخ kim yoona : بله دیگه... از عشق زیاده...
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:10 ب.ظ
labkhand mani darrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr???/
manish chi bud??
mishe tozih bediiiii
na hyungam bache khubieeeeeeeeee
پاسخ kim yoona : آره... کاملا معنی دارررررررر
عشققققققققق
توضیح نداره شوهرت از دست رفت
ککککک
به همین خیال باش
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:09 ب.ظ
khob dg kam adamayi nistim
پاسخ kim yoona : اعتمااااااد به نفس.....
با جونگ میگردی؟؟؟؟؟
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:06 ب.ظ
bache porro fahmide chi shodeee?????
bezanam asfaltesh konaaaamaaaaaa
پاسخ kim yoona : هه هه حالا صبر کن هیونگ بهش لبخند بزنهههه
کککککک
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:06 ب.ظ
oooooo hala engar chi goftamm..
tu halgham dg..hyungesh tu halgham
پاسخ kim yoona : هه هه عاشق شدی رفتتتتتتت
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:05 ب.ظ
hyung khub umad un tikaro..mozahem khanum
پاسخ kim yoona : هه هه تو خونه طرف لنگر انداختین رو هم دارین؟
neul
پنجشنبه 26 مرداد 1391 10:49 ب.ظ
ehem ehem..
posteret tu halgham
پاسخ kim yoona : یه دختر خیلی خوشگل بخ اسم نئول درست کرده...
به تو چه؟؟؟؟؟؟
:D
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر