تبلیغات
SS501 short stories - Give me your heart.2
 
SS501 short stories
♥HEART TO HEART♥
                                                        
درباره وبلاگ

سلام
این بلاگ مخصوص داستان های کوتاه مربوط به گروه SS501 هستش!امیدوارم خوشتون بیاد!!!!
مدیر وبلاگ : .:❤.R@I-IA.❤:.
نظرسنجی
دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت

پنجشنبه 18 آبان 1391 :: نویسنده : sevda❤young&hyong
سلام بفرمایید ادامه

هیونگ دقیقا نگاه میكرد وبه حرفای منو دكتر هئو گوش میداد تا اینكه اومد تو..

_بروبیرون

_بهتره من تنهاتون بذارم(یونگ)

هیونگ:سودا یه بار به حرفام گوش كن  لطفا

_گفتم بروبیرون هیونگ توعشق منونفهمیدی

_سودا اخه گوش كن

_بروبیرون كیم هیونگ جون

_خیلی خب اروم باش میرم ولی یادت باشه اشتباه میكنی

_هیونگ؟

_جانم

_خوشبخت بشین هیچ فكرشو نمیكردم بهم خیانت كنی حتی بعداینكه نامزدشدیم

_چی میگی سودا؟اخه توكه نمیدونی ماجرا چیه!

_خودم دیدم!دوس داشتم فقط مال من باشی نه كس دیگه

_بخداعشقم تویی اون اشغال...

كه اقای كیم پدرهیونگ اومد وگفت:شمادوتا چی میگین دوساعته؟

هیونگ:هیچی بابا الان میام

سودا:بهشون میگی نامزدی دركارنیست ورابطه نداریم

_ولی سودا چرا اینجوری شدی؟این بود دوست داشتنت؟؟؟؟؟نكنه اون پسره دلت روبرده؟!

_هیونگ جون دیگه نمیخوام یه دقیقه هم ببینمت

_خیلی بدی سودا خیلی...

اینوگفت وباگریه رفت...

هیونگ رفت ولی نفهمید چقدرپشت سرش گریه كردم ...شایدراست میگفت من به اقای هئو علاقه مدشدم ولی به این زودی هنوز دوروزه نه..

_خانم كیم؟

_هوم؟بله؟

_چیزی شده گریه كردین؟

_نه همینجوری

_آآآآآ اومدم بگم پدرم رئیس این بیمارسته وهركمكی لازم باشه من هستم

_مرسی

_اینم بگم یكم پاتون شكسته وباید پلاتین بذارین

_میشه بگین چراگذاشتین من زنده بمونم؟

_توروخدا اینجوری نگین!

اشكی ازچشام اومد

_چیزی شده؟

_نه چیزی نیست..

_خب پس من میرم كارم داشتین بهم بگین

_اوهوم

خدای من بازم تواتاق تنها شدم یادمه یه بار هیونگ تصادف كرده بود همش پیشش بودم ولی حالا اون دركنارم نیست ...ظاهرا ازش بدم میومد ولی خیلی دوسش داشتم...

تصمیم گرفتم بخوابم لا اقل اینجوری همه چی از یادم میرفت...

از زبون هیونگ:

خیلی باسرعت واسترس داشتم میرفتم خونه یون آرا..برام ساده نبود سودارو از دست بدم ولی كاش فقط یه بار به حرفام گوش میداد باید كاری میكردم وقتی رسیدم خون یون ارا چشماموبستم وزنگ رو زدم

_كیه؟

_هیونگ جونم

_اوه اوپا بیا تو...

تودلم كلی بهش فوش دادم وقتی رسیدم داخل خونه چیزی جز نفرت جلوچشام نمیومد ...میدونستم سودا دختری نیست به این راحتیا گذشت كنه درحالی كه من بی تقصیربودم

          Give Me Your Heart

درقسمت بعد خواهیم دید..

_اوپا...

_اومدم بهت بگم من فقط سودارو دوس دارم

 

 

_من دیگه نمیتونم باتوباشم(سودا)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 16 بهمن 1391 11:11 ب.ظ
عالیییییییییییییییییییییییییی بود واقعا از وبت لذت بردم اونی خیلییییییییییییییییییییییییییی عالی بود به وب منم بیا نظر بده ممنونت میشم.

sevda❤young&hyong چشششششششم
چهارشنبه 8 آذر 1391 04:48 ب.ظ
very good.
be veb manam sar bezan.dastaneh.
sevda❤young&hyong ممنون
پنجشنبه 2 آذر 1391 11:08 ق.ظ
سلام اونی
سودا چرا با هیونگ من اینجوری می کنه؟؟
چرا نمی ذاره هیونگ توضیح بده؟؟؟
.
.
.
.
.
سلام اونی....خوبی؟
چه خبره؟؟.......داستانت خیلی قشنگهههههههه
اونی می خواستم یه خواهشی بکنم من به وبلاگ تازه وارد داستان کره ای دارم و از همه مهمتر تریپ اسی
می خواستم بگم از اونجایی که داستان شما هم تازه شروع شده اگه می شه داستانتون رو داخل وب ما هم بذارین
روش فکر کنید و اگه دوست دارید قبول کنید و اگر هم دوست ندارین به من بگین و تو رودرواسی نیوفتین
sevda❤young&hyong سلام گلم
هاهاها این تنبیه
....
میسییییییییییییییییییییییییییییی

ممنوننننننننننننن

بله؟چشم گلم حتما بتونم میام
جمعه 26 آبان 1391 08:26 ب.ظ
salam aevda misheh az taraf man bagi ke imoharam va safar nemiyam mamnoon
sevda❤young&hyong چشمممممم
پنجشنبه 25 آبان 1391 12:03 ب.ظ
سلام سودا جوون داستانت عالیه بازم بزار
sevda❤young&hyong سلام عزیزدلم چشم فداتشم شنبه میذارم
جمعه 19 آبان 1391 11:49 ق.ظ
باشه عزیزم بیا حرف بزنیم.
sevda❤young&hyong اوهوم
جمعه 19 آبان 1391 11:26 ق.ظ
سودا منو کشتی احه من چند بار بگم کامنت منو جواب نده
راستی داستان گداشتم
sevda❤young&hyong چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باشه
پنجشنبه 18 آبان 1391 02:33 ب.ظ
جیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ.
میسی عشقم....باحال بود
sevda❤young&hyong خواهش میكنم عشقممممممممممم...هاهاها سارایی بیا یچم بحرفیم تنهایم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر