تبلیغات
SS501 short stories - مطالب DonYa
 
درباره وبلاگ


سلام
این بلاگ مخصوص داستان های کوتاه مربوط به گروه SS501 هستش!امیدوارم خوشتون بیاد!!!!

مدیر وبلاگ : .:❤.R@I-IA.❤:.
نظرسنجی
دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









دلتون بیشتر از همه کدومو میخواد؟؟









جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

[ Copy this | Start New | Full Size ]
Get your own Poll!


جاوا اسكریپت

SS501 short stories
♥HEART TO HEART♥





یعنی جیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ
سلاااااااااااام

چطورین؟
وای خیلی وقته که اینجا داستان نذاشته بودم خودمم باورم نمیشه برگشتم

دیروز همینطوری نشسته بودم اهنگ گوش می دادم یهو یه ایده واسه داستان اومد به ذهنم
البته تو این چند ماه چند تا ایده به ذهنم رسید ولی نشد که بنویسم
یعنی یکی دو روز که می گذشت از سرم میفتاد
خلاصه امروز گفتم تا این یکیم حسش از بین نرفته بچسبم بهشو بنویسمش
این شد که الان در خدمتتونم

خب... یه توضیح کوتاه بدم در مورد داستان.
این داستان سبکش جناییه
شایدم کمی سادیسمی

امیدوارم با این سبک داستان براتون تکراری نشده باشم
ولی خب چون مدت زیادیه که وب بدون داستانه میشه گفت از هیچی بهتره
واقعا می گم
اصلا نمی دونم داستان خوبی هست یا نه
هرچند قشنگ به نظر می رسه ولی هنوز ازش مطمئن نیستم
امیدوارم دوسش داشته باشین

در مورد شخصیتا
شخصیت اصلی هیونگه ولی خب مثل سایر داستانام بقیه پسرام توش نقش دارن
خوب دیگه زیاد حرف نمیزنم
این شما و اینم داستان باورم کن


راستی
پستر چطوره؟
خیلی هل هلکی شد امیدوارم خوب شده باشه

این پستر ثابته





ادامه مطلب


نوع مطلب : story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 بهمن 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
جیییییییییییییییییییییییییییییغ
سلااااااااااااااااااااااام
وای من بالاخره اومدم....
خوبین؟
دلم براتون بی نهایت تنگ شده بود.
و بالاخره طلسم این داستان شکسته شدو قسمت اخرشو براتون اوردم.
نمی دونین چه بدبختی کشیدم تا این قسمتو بذارم. یبار تایپش کردم چون برای قسمت اخر فکری نکرده بودم چند ساع تی وقتمو گرفت بعد خیلی الکی لپ تاپ خاموش شدو دیگه روشن نشد. درواقع هارد لپتاپم کتلت شد. یبار دیگه با هزار زحمت تو کامپیوتر سارا تایپش کردم بعد وقتی می خواستم بذارمش شروع کردم به خوندنو ویرایش کردن بعد از شانس خوب من یهو برقا قطع شدو بازم هرچی ویرایشیده بودم پرید.
از ترسم این دفعه که داشتم ویرایش می کردم هرچند دقیقه یبار تو ورد سیو می کردم که اگه باز از این بلاها سرم اومد داستان نپره.
خوب همونطور که گفتم این قسمته اخره. فعلا از اونجایی که لپتاپ ندارم داستانی نمی تونم بنویسم. بعد از اینکه درست شد اگه بشه برمی گردم
از همین جا از دوستانی که قلبای شیشه ای رو دنبال می کنن معذرت می خوام برای تاخیرم. چون تایپ داستان وقت می بره ترجیه میدم پای کامپیوتر سارا نشینم که هی غر بزنه
دیگه همین دیگه....
بفرمایین ادامه ببینین بالاخره هیونگ از لی انتقام می گیره یا لی از هیونگ....
اها راستی البوم داداشمو به همگی تبریک می گم. واقعا عالی بود. عاشق ام ویشم . خیلی خیلی متفاوتو قشنگ بود.
دعا کنین درام هیونگم زودتر بیاد مردم از چشم انتظاری
خوب دیگه جدی جدی بفرمایین ادامه
دوستون دارم
بوس بوس
( نمی دونم تازگیا چه علاقه ای پیدا کردم به رنگی رنگی نوشتن)

(عکس هیونگ نقاب دار هرکار کردم باز نشد)




ادامه مطلب


نوع مطلب : story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 مرداد 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلاااااااام.
وای دلم بی نهایت براتون تنگ شده بود.
خوبین؟
پایان امتحانا رو به همگی تبریک می گم.

من که دیروز کلا اخرین امتحانیو که قرار بود به عنوان محصل تو مدرسه بدم دادم
خیلی حس عجیبیه هم خوش حالم هم فکر کنم بعدا دلتنگ شم. ولی مهم اینه که الان خوش حالم

خیلی وقت بود داستان نذاشته بودم.
این قسمت خعلییییی زیاده
دیگه چیز زیادی به ته داستان نمونده شاید نزدیک دو قسمتو کم کم داریم به قسمتای هیونگ کشونشم نزدیک میشیم.

این قسمت قرار بود دو قسمت بشه ولی نمی خوام داستان کش پیدا کنه برا همین خلاصش کردم.
می تونم فردا و پس فردام داستانو بذارم ولی این بستگی به این داره که چند نفر بتونن بیانو بخونن

پس فعلا بفرمایین ادامه ببینین وقتی هیونگ تا صبح تو برفا نشست چی شد
می دوستمتون
بووووووووووس





ادامه مطلب


نوع مطلب : story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 خرداد 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلام شطولین؟
می بینین چه فعال شدم؟ اثرات کنکوره
در تلاشم داستانو قبل خرداد تموم کنم اما نمی دونم بشه یا نه
فعلا بفرمایین داستان تا یخ نکرده
سعی می کنم بقیشو پس فردا اگر بتونم بذارم که زودتر تموم بشه
مثل همیشه دوستون دارم
بوووووووس




ادامه مطلب


نوع مطلب : story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلام کردندنی. خوب هستندی؟
خوب بنده با یه قسمت دیگه برگشتن کردندی
فقط یه مشکل داشتندی. من نمی تونم تو طول هفته بیام داستان بذارم و از طرفی امتحانای خرداد تا هفته دیگه شروع می شه باز از طرفی داستان انقد طولانی نیست که بخوام بذارم بعد خرداد ادامش بدم. حالا باید چیکار کنمندی به نظرتون دقیقا؟
همین دیگه
حالا شما تشیف ببرین ادامه که این قسمت بسی خودمو دق داد
خیلی خیلی دوستون دارم
بوس بوس







ادامه مطلب


نوع مطلب : story about hyung joon، who are you، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلااااااااااااااااااااااام
خوفین؟
الان دقت کنین من درسامو خوندم کنکورمم دادم اومدم داستان بذارم
خوب با یه داستان جدید در خدمتتونم امیدوارم دوست داشته باشید
چیزی در مورد داستان نمی گم جز اینکه این داستان یه نکته خیلی ظریف داره.حالا متوجه میشین
راستی این قسمت زیاد نیست ولی از قسمت بعد درست میشه
خوب بفرمایین ادامه
خیلی خیلی خیلی دوستوووووووووون دارم
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس


راستی جریان این عکس تو قسمتای اینده روشن میشه





ادامه مطلب


نوع مطلب : story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
خوب خوب خوب سلام

بنده اومدم با قسمت اخر داستان تو کی هستی. به خواست دوستان همین امشب کلشو می ذارم. ببخشید دیر شد همونطور که گفتم این قسمت خیلی زیاد بودو منم هیج تصوری از اخر داستان نداشتم برای همین خیلی زمان برد تا تایپش کنم

هییییییییییییییییییی دلم نمیومد تموم شه خیلی این داستانمو دوس داشتم

نمی دونم کی دوباره بیام. فعلا ترجیه می دم بیشتر وقتمو رو کنکورم بذارم ولی تابستون بعد کنکور برگشتن می کنمو یه عالمه داستان میذارم

واقعا ممنونم که تو این مدت همراهیم کردین

خیلی خیلی خیلی دلم برا همتون تنگ میشه

مثل همیشه دووووووستووووووون دارم

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس


راستی پیشنهاد می کنم به عکس دقت کنین مهمه




دوستانی که داستانو خوندین یبار دیگه برین تهشو بخونین. قسمت مربوط به دابل اس ویرایش شد

پ.ن مهم: بچها من سعی کردم تا جایی که میشه شفاف سازی کنم تو داستان اما انگار نشد.
هرکی نفهمید چی شده بره ته داستان توضیح دادم چی شده




ادامه مطلب


نوع مطلب : who are you، story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
به به سلام دوستان

خوبین؟خوش می گذره؟

بالاخره بعد از قرنی تونستم این قسمتو بذارم. می تونستم زودتر بذارم ولی چون هنوز مطمئن نبودم قراره اخر داستان چی بشه ترجیه دادم یکمی بیشتر روش فکر کنم. اخرم به این نتیجه رسیدم نمی دونم اخرش چی میشه فعلا این قسمتو بذارم

وای بچها امروز یه امتحان دادم سراسر تقلب. دوستم قبلا امتحانشو داده بود برا همین سر کلاس نبود من سوالو به اون اس می دادم اون زنگ می زد برا من می خوند بعد منم پشت بندش برا بقیه بچها می خوندم. انقد خندیدیم. حالا من گوشی رو پامه خودمو کشتم معلمه نفهمه هی زرتو زرت منو بلند می کرد برو فلان چیزو از دفتر بگیر. هاهاها خیلی خوش گذشت.

خوب دیگه برین ادامه. بالاخره مشخص میشه که چه اتفاقایی برای هیونگ افتاده

وای من دیوانه این عکسم. چقد خوشگله



دوستون دارم خیلی خیلی زیاد


بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس






ادامه مطلب


نوع مطلب : who are you، story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلام
خوبین؟
می دونم منتظره اون یکی داستان هستین ولی امروز یه داستان دیگه اوردم.
این داستان یه قسمتیه.
یه دلیلی وجود داشت که اونو نوشتم.
تنها چیزی که در مورد داستان می تونم بگم اینه که داستان واقعی نیست ولی احساس شخصیت داستان واقعیه.
می دونم شاید خیلی جالب و قشنگ نباشه. ولی برای من داستان عزیزیه
دوستون دارم
بوس




ادامه مطلب


نوع مطلب : story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 فروردین 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
من بالاخره اومدممممممممممممممممم

خوب هرکی بگه امروز چندمه عیده بهش جایزه میدم

همینجوریشم خیلی دیر کردم پس حرف زیادی نمی زنم زودی بپرین ادامه که بالاخره هیونگ همه چی یادش اومد

دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووستون دارم

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس


نه تو رو خدا اخمو دارین؟




ادامه مطلب


نوع مطلب : who are you، story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 18 فروردین 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خوبین دوست جونااااااااااااااااا؟

وای من عالیم. به لطف یکی از دوستای خوبم امروز یه خبره فوق الاده خوب شنیدم واسه همین خیلی خوشالم.


حالام قراره کباب بشم


 مرسیییییییییییییییییییییییییییییی که به داستانم رای دادین واقعا از ته دل ازتون ممنونم. خیلی لطف داشتین وگرنه داستانای خیلی بهتر از داستان منم بود. واقعا ممنون


خب این اولین قسمت از صندلی داغه..به پیشنهاد خودم قرار شد جایزه رو صندلی داغ بشینم ک ک ک

بروبچ مرمر (مریم حال می کنم بهت بگم مرمر نمی دونم چرا) این صندلی داغ برای همه نویسنده هاست.

چون این اولین قسمته هنوز قوانینه بخصوصی برای صندلی داغ نیست.
هر سوالی عشقتون می کشه بپرسین در صورتی که خیلی خصوصی نباشه قول میدم صادقانه جواب بدم.
هرکس به هر اندازه ای دوس داره می تونه سوال بپرسه.
تا وقتی نفر بعدی برای صندلی داغ انتخاب بشه این باز می مونه تا هرکس سوالی داشت ازم بپرسه.
همین دیگه
بفرمایین برای اتیش زدن بنده


صندلی داغ







نوع مطلب : صندلی داغ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 18 فروردین 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()

وای وای وای بچه ها

سلام راستی

انقد هیجان دارم نتونستم صبر کنم خبرا بیاد تو سایتا بعد ببینین

جیییییییییییییییییییییییییییییغ

هیونگ و کیو و یونگ و هیون با هم رفتن عروسی. فکر شو کنین بعد دوسال که همشون باهم نبودن بالاخره یجا جمع شدن. جونگ مین نبود خیلی ناراحتم هیونم عکساش نیست ولی تو نشستای خبری گفته شده که اونم بوده اینم عکساش

قابل توجه غزل و فرشته. اینم عکس هیون تو عروسی

 

 

 

 

 

 

 

 

جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ

یه ویدیو هم هست بیاد لینکشو براتون میذارم

 

بچه ها اینم لینک دانلود. من فقط یه ذزه اولشو دیدم. واااااااااااااای وقتی کیو و هیونگ و یونگ خودشونو دابل اس معرفی می کنن اشکم داشت در میومد. خودتون ببینین متوجه حال من میشین

 

download 1



download 2


بچه ها کلیپ دومی فکر کنم همون اولیه باشه ولی این یکی هم کیفیتش بهتره هم از زاویه بهتری گرفته شده





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 فروردین 1391 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام جیگملای خوشگل مهربون خودم

من باز اومدم

خوبین؟ خوشین؟ اخرین ساعتای امسال بهتون خوش می گذره؟ پیشاپیش سال نو رو به همتون تبریک می گم. ایشالا که سال جدید برای همتون یه سال پر از شادی و موفقیت و سلامتی باشه.

دوست جونیا از همتون ممنونم که وقتی ناراحت بودم بهم دلداری دادین واقعا از همتون ممنونم نمی دونم شما رو نداشتم الان باید چیکار می کردم.

بچه ها این قسمت خیلییییییییییییی خیلیییییییییییییییی مهمه. تهش یه اتفاقی میفته که مدت ها منتظرش بودید. بسی هم خماری داره. بروبچ من مشکلی ندارم تو عید بیام داستانو بذارم. ولی لطفا هر کس که داستانو می خونه بهم بگه توی عید داستانو بذارم یا نه؟ چون قسمتای حساس داستانه دوس دارم بتونین بخونینش. سوزی جون می دونم بهت قول دادم داستانو بذارم اگه دیدم بچه ها نمی تونن بخونن داستانو تا اخرش برات تعریف می کنم باشه عچقم؟

خب دیگه زیاد حرف نمی زنم. برین بخونین ببینین سونگ جو چه بلایی داره سر خودشو بقیه میاره پوهااااااااااااااااا

همه تونو با تمام وحودم دوووووووووووووووووووووووست دارم

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس






پ.ن: Hani_Hyungi جونم. نظرتو خوندم گلم. دوس دارم بیشتر باهات اشنا بشم. اگه دوست داشتی شمارتو برام خصوصی کن یا میلتو بده با هم بحرفیم


ادامه مطلب


نوع مطلب : who are you، story about hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 اسفند 1390 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلام بچه ها خوبین؟
داستانو نیوردم ببخشید
اووووم... می دونم الان می گین پس واسه چی اومدی
خودمم نمی دونم. فقط احساس کردم دوس دارم با یکی حرف بزنم.
چند وقتیه سر یه موضوعی از نظر روحی داغونم. افتضاحم. غزل و نجمه می دونن دارم چی می گم. کلا بهم ریختم. امروزم یه خبر بدی بهم دادن که باعث شد کل انرژیمو از دست بدم. البته ایت خبره یه چیز شخصیه. ربطی به اون قضیه که بهمم ریخت نداره. ولی این خبر برام خیلی گرون تموم شد. خیلی اذیتم کرد. اخرین شانسم برای تجربه کاری که واقعا دوس دارم انجام بدم برای همیشه از بین رفت. هم برای من و هم برای خیلی از دوستام.
بدیش می دونین چیه؟ اینکه این فرصت به خاطر اشتباه من بود که از بین رفت. هرچند بقیه به روم نمیارن می گن تقصیر تو نبود. ولی تقصیر من بود.
نمی دونم چرا الان یه مدته مدام بد میارم. همش اذیت می شم. دیگه از این همه غصه خوردن و اذیت شدن خسته شدم. از ظرفیتم خارجه. هم از نظر روحی داغون شدم هم جسمی. الان دارم از معده درد میمیرم. قلبم تیر می کشه. ولی حتی گریمم نمیاد.
اومدم بگم بچه ها شاید من یه مدت اصلا سراغ وب نیام. انقد خودم ناراحتی دارم که دیگه تحمل خبرایی که ممکنه بشنومو ندارم. ترجیه میدم از فضای وب دور بمونم. البته شایدم دو روز دیگه باز خوب شمو بیام. سعی می کنم فردا اون یکی داستانو که خیلی وقته نذاشتم بذارم.
بعد یه مدت به احتمال زیاد می رم. شاید بهتر شم. اگه حالم خوب شه و بهتر شم چهار شنبه این داستانو میذارم ولی اگر بهتر نشدم ازم ناراحت نشین. باشه؟
راستی بچه ها. نظراتو نمی بندم ولی شاید جواب ندم
خیلی دوستون دارم
برام دعا کنین
خواهر کوچیکتون
دنیا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 اسفند 1390 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام دووووووووووووووووووووست جونیای ناز قشنگ خوشجلم

خوفین؟ منم خوفم

تاخیرم خیلی خیلی زیاد بود می دونم واسه همین این قسمتو زیاد گذاشتم. پس نزنینم

راستی دوست جونیایی که می دونین داستانتونو می خونم ولی هنوز نظر نذاشتم واقعا واقعا میانه. به خدا خیلی درگیر بودم این چند وقته. از یه طرف درس و ازمون اشکمو دراورده از یه طرف تا چشم بهم میزنم باید اون یکی داستانو بنویسم. اونم خیلی پیچیدست نوشتنش طول می کشه به زور می تونم رو این یکی تمرکز کنم. بازم ببخشید میام براتون نظر میذارم فقط شاید طولانی نباشه ولی از این به بعد سعی می کنم مثل همیشه طولانی بنظرم چون خودم بیشتر می دوستم. باشه؟

اوووووووووووووووف چقد حرف می زنم. برین ببینین کیو که رفت تو اشپزخونه جونگو دید چی شد

بپرین ادامه

دوووووووووووووووووووووووووستووووووووووووووووووووووووون دارم

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس



 اهان راستی بچه ها من عکس زیریه رو خیلی دوست دارم کلی روش فسفر سوزوندم که این شد. وای من دلم میخواد این پسره رو خفه کنم. هر عکسی ازش دارم لبای خودش گندست هیچ خودشم یجوری می کنه که بزرگتر به نظر بیاد. اشکم درومد تا تونستم یه جوری هماهنگشون کنم
به هر حال لبای همه که مثل لبای عشقم قشنگ نیست





ادامه مطلب


نوع مطلب : story about hyung joon، who are you، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 اسفند 1390 :: نویسنده : DonYa
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4